مصاحبه
انتهاي خبر // شبکه خبری برنا

محمد حسين فروغي ملقب به ذكاءالملك (اول)، پدر مترجم اين كتاب و رييس مدرسه علوم سياسي، ديباچه كوتاهي بر كتاب «اصول علم ثروت» نوشته و در آن نكات مهمي را متذكر شده است(4). وي در اين ديباچه مينويسد، «تكميل علم ثروت در مملكت فرنگ از كارهاي بزرگي است كه در همين اواخر شده و فيالحقيقه ميتوان گفت از علوم مستحدثه است كه تازه مدون گشته و مبني بر بنا و اساسي محكم و قواعدي عقلي و حسي ميباشد». (اصول علم ثروت، ص 3) او در ادامه تاكيد ميورزد كه بهرغم وجود برخي مطالب مربوط به علم ثروت در برخي رسالهها و نوشتههاي مربوط به مملكتداري (سياست مدن) در كشور ما، اما مسلما آنها فاقد آن تفصيل، اتقان، نظم و ترتيب صحيح بوده است. منظور وي از مستحدثه بود علم ثروت اين است كه چنين معرفتي پيش از اين در دسترس دانشمندان نبوده و بايد آن را از ابتدا فرا گرفت. نكته مهم ديگر، ضرورت شناخت اين علم براي ممكلتداري است زيرا از طريق اين علم است كه ميتوان به كيفيات ازدياد ثروت مملكت و ديگر امور مربوط به آن معرف حاصل كرد.
ساختار اصلي كتاب همانند همه كتابهاي اقتصادي زمانه خود مبتني بر توضيح نظام بازار آزاد و چگونگي عملكرد آن است. به سخن ديگر، توضيح اين امر است كه ثروت در جامعه با آزاد گذاشتن افراد در روابط اقتصادي ميان خود و با گسترش مبادلات داوطلبانه، افزايش مييابد و در نتيجه تمدن و سطح رفاه مردم ارتقا پيدا ميكند. محمدعلي فروغي اصطلاح «اقتصاد سياسي» (اكونومي پولتيك) را هوشمندانه «علم ثروت» ترجمه كرده است. براي فارسي زبانان ناآشنا با زبانهاي اروپايي، هيچ معادل ديگري نميتوانست بهتر از اين گوياي مفهوم علم جديد باشد. به نظر ميرسد كه پس از گذشت يك سده، هنوز هم اصطلاح «علم ثروت» بيانگر مفهومي روشنتر از علم اقتصاد يا اقتصاد سياسي است. مفهوم ثروت با حوايج (نيازها) انسان براي ادامه حيات تعريف ميشود. ثروت عبارت است از هر آنچه كه «لازمه بقاي وجود و راحت» انسانها است. نكته مهم اينجا است كه «هر چه تمدن ترقي كند عده آن حوايج زياد ميشود.» (ص9) اين واقعيت كه با ترقي تمدن، انسانها نيازمندتر ميشوند يكي از بديهيات نخستين علم مستحدثه جديد است. انسان متمدن داراي حوايجي بسيار گستردهتر و متنوعتر از انسانهاي اوليه است و اساسا تمدن و توسعه فرآيندي است كه طي آن دامنه و عمق حوايج و وسايل راحتي انسان بيشتر ميشود. علم ثروت درصدد تبيين اين فرآيند است و به هيچ وجه موجد آن نيست. بسياري از روشنفكراني كه با اين علم جديد آشنايي ندارند، به ويژه روشنفكران وطني، با غفلت از اين نكته بسيار مهم، معرفت اقتصادي را نماد ماديگرايي و دنياپرستي تلقي ميكنند.