شش سیگما چیست

ایا شش سیگما يك استراتژی تحول سازمانی است

استراتژی تحولی شش سیگما ، سیستمی است كه موجب توسعه و گسترش متدهای مدیریتی، آماری و نهایتا حل مشکلات شده و به شرکت امکان جهش و تحول را مي‌دهد.

قابلیتهای بهبود:

احراز كيفيت برتر و افزایش قابلیت اعتماد در محصولات تولید شده و مونتاژ شده نیازمند چارچوبی است كه به قابلیتهای سازمان در زمينه‌هاي مدیریت، کاربرد اطلاعات و تکنولوژی يكپارچگي ببخشد. براي استفاده از اطلاعات، وجود يك سری ابزارهای آماری كه بتوان به وسیله آنها عملکرد فرآیندها و تولیدات را بهينه نمود، بسیار ضروری است. در دنياي رقابتی امروز، كيفيت خوب يك ویژگی تجملاتي نيست بلکه از دیدگاه هر دوي توليدكنندگان و مصرف كنندگان يك نیاز بنیادی است.

صرف نظر از تعريفهاي متعدد كيفيت، يك سري ويژگيهاي مشترك جهاني براي آن درنظر گرفته شده است كه عبارتند از : عملكرد دقيق، حداقل تغيير و كمترين هزينه.

دانشمندان و مهندسيني كه به طور عمومي و كلي با مسائل برخورد مي كنند علاقمند به مورد اول، آمارگران، متمايل به مورد دوم و مديران تجاري دوستار مورد سوم مي باشند. بديهي است فرآيند و يا محصولي موفق است كه برخوردار از همه موارد فوق باشد.

شش سیگما فلسفه بهبود مستمر است و به سمت "عالي شدن در همه كارها" پيش مي رود. شش سیگما سيستمي است كه تعيين مي كند كجا قرار گرفتيم، دوست داريم كجا باشيم، چگونه به آن مقصد مي رسيم و چگونه در طول راه پيشرفت مي كنيم.

شش سیگما يك ابزار است كه براي ميزان سازي دقيق ماشين فرآيند به كار مي رود و اينكار را از طريق مشتري‌مداري، بهبود مستمر و درگير كردن و مشاركت همه اعضا در داخل و خارج سازمان انجام مي دهد.

در مبحث شش سیگما ، 3 حوزه اصلي وجود دارد: حوزه اول "فلسفه" است كه طريقه حركت، چشم انداز و جهت حركت سازمان را تعيين مي كند. حوزه دوم "مقياس" است كه به سازمان اين امكان را مي دهد تا به طور دقيق نحوه عملكرد فرآيندها را مشخص كند. حوزه سوم نيز "روش شناسي" است. روش شناسي يك فرآيند سيستماتيك است كه موجب شناسايي، تبيين، اندازه‌گيري، تحليل، توسعه و استاندارد شدن يك فرآيند مي شود.

هر چه تعداد شش سیگما ها بيشتر باشد ميزان خطا كمتر است. هر چه تغييرات كوچكتر باشند هزینه کمتر است. بهترين سازمانها حدود 3 يا 4 سيگما بكار مي گيرند كه اين تعداد، احتمال بروز خطا در يك ميليون واحد را به 6200 عدد مي رساند. به طور عملي تعداد خطاها مي تواند تا 4/3 واحد در هر يك ميليون واحد كاهش پيدا كند و اين به معني ميليون ها دلار صرفه‌جويي است.

شش سیگما يك رويكرد تحولي مديريتي است كه باعث ارتقا و بهبود كيفيت مي شود. شش سیگما يك استاندارد جهاني است كه علاوه بر تامين نياز مشتريان باعث توسعه و پيشرفت كاركنان در لايه‌هاي جديد مي شود و اين به منزله يك مسئوليت براي نيروهاي انساني است نه فقط يك فرصت.

نيروهاي انساني نيازمند افزايش ارزش عملكردهاي خود مي باشند كه اين كار را با ايفاي يك نقش كليدي و پياده‌سازي شش سیگما در سازمان خود انجام مي دهند.

شش سیگما واقعاً چيست؟

به طور ساده مي توان گفت، شش سیگما متدي است كه بر اساس داده (data) هدايت مي شود و هدف آن دستيابي به كيفيت برتر است. چيزي كه شش سیگما را از ساير اصول كيفيت متمايز مي كند اين است كه پيش گبري قبل از وقوع اشتباهات. به طور ويژه مي توان گفت شش سیگما يك تلاش نظم يافته است كه فرآيندهاي تكرار شوند سازمان را در بخشهاي طراحي محصولات، عملكرد تامين كنندگان، سرويسهاي خدماتي و … از نزديك مورد سنجش قرار مي دهد.

شش سیگما يك متد آماري است كه نيازهاي مشتري را به صورت وظايف جداگانه تعريف كرده و ضمنا يك سري ويژگي هاي بهينه در صورتيكه بين آنها عملكردهاي فيمابين وجود داشته باشد، برايشان در نظر مي گيرد. همانطور كه از شواهد پيداست، گامهايي كه براي نيل به اين هدف برداشته مي شود تاثير بسيار عميق به روي كيفيت محصولات، عملكرد سرويسهاي مشتريان و پيشرفتهاي حرفه‌أي پرسنل خواهد گذاشت.

شش سیگما به دليل تاكيد عميق بر روي تحليلهاي آماري، مقياسهاي ارزيابي طراحي، توليد محصول و فعاليتهاي متمركز در حيطه مشتري گرايي، قادر است احتمال بروز خطا در محصولات و سرويسها را به ميزان بي سابقه‌أي كاهش دهد. شش سیگما حاصل پيوند سيستمهاي اجتماعي و فني است.

عوامل انساني با بهره‌گيري از مزاياي پيشرفتهاي تكنولوژيكي، سرانجام نظامي بر اساس اين واقعيت ايجاد خواهد كرد كه براي حفظ بقا در دنياي رقابت آميز امروز، وجود كيفيت بسيار بالا با صرف هزينه بسيار اندك، فوق العاده ضروري است. شش سیگما در واقع نقشه جاده بقا و موفقيت است.

براي اجراي شش سیگما در سازمان ابتدا بايد تيمهايي تشكيل شود. نقشي كه هر يك از اعضاي تيم ايفا خواهند نمود تعيين كننده نوع و سطح آموزشي است كه دريافت مي كنند.به عنوان مثال اعضاي كليدي اين تيمها توسط متخصصين خارج از سازمان به عنوان رهبر گروه آموزش مي بينند.

علاوه بر اين تيمها، گروههاي حمايت كننده نيز تشكيل مي شود كه تعداد زيادي از اعضاي آن تمام وقت خود را صرف اجراي هر يك از اين پروژه‌ها مي كنند.

زماينكه تصميم مي گيريد يك فرآيند را اصلاح كنيد بايد بهترين روش را براي اجراي آن اتخاذ كنيد. به همين منظور بايد بهترين نوع تيم انتخاب شود. اما اين تيم الزاماً بايد (Action process team) APT باشد؟

قهرمانان - مرشدان - كمربند مشكي ها و كمربند سبزها تيمهاي مذكور را به صورت مرتبط با يكديگر در سرتاسر سازمان هدايت مي كنند. نقش مرشدان هدايت استراتژي كسب و كار - حمايت و راهنمايي است. وظيفه كمربند مشكي ها پياده‌سازي، هدايت و نتيجه‌گيري از پروژه تيمهاي شش سیگما است. نقش كمربند سبزها هم اين است كه با بكارگيري مهارتهاي فني خود در شش سیگما در مورد موضوعات روز درون سازماني با تيم همكاري مي كنند و اين فرصتي براي بهبود است.

جلسات تعاملي، در طول چندين هفته برگزار مي شود. (اين جلسات فقط مختص متخصصين فني و يا مديريتي است نه همه كمربند سبزها) . كمربند سبزها كساني هستند كه جلسه را با موفقيت گذرانده و براي بكارگيري ابزارهاي بهبود و توسعه آموزش ديده‌اند. پس از سپري شدن نخستين هفته، پروژه‌ها انتخاب شده و آموزش ديدگان موظف به بكارگيري و اجراي مباحثي مي شوند كه در طول دوره آموخته‌اند. پس از پايان هر برنامه نيز نتايجي را كه از اين جلسات گرفته‌اند، ارائه مي دهند. كسانيكه اين جلسات را با موفقيت پشت سر گذاشته و پروژه‌ها را اجرا مي كنند، گواهينامه "كمربند مشكي" دريافت مي كنند. اين افراد مسئول اجراي شش سیگما در واحد كسب و كار خود شده و تيمهاي مذكور را هدايت و رهبري مي كنند، علاوه بر اين مديران را نيز در جهت اولويت دادن به امور، برنامه‌ريزي و اجراي پروژه‌ها، ارشاد و هدايت مي كنند. از ديگر وظايف اين گروه بكارگيري، آموزش و توزيع ابزارها و متدهاي لازم براي كمربند سبزها و اعضاي تيمها مي باشد.

تنها تعدادي از اين افراد به سومين سطح كه بالاترين لايه نيز مي باشد راه پيدا كرده و اصطلاحاً "استاد كمربند مشكي " مي شوند. البته قبل از دريافت گواهينامه مذكور موظف به هدايت چندين تيم و پروژه مي گردند. "استاد كمربند مشكي " ها در واقع كارشناس اجراي شش سیگما و تئوري آن مي باشند بايد فرآيندها را آموزش دهند. اين افراد متخصصين كيفيت در روش شناسي و بكارگيري ابزار بهبود در همه سطوح سازمان مي باشند. ضمناً فرآيند يكپارچه‌سازي شش سیگما با استراتژي كسب و كار سازمان و برنامه‌هاي عملياتي آن را نيز رهبري مي كنند.

تسهيلات و امكاناتي كه شش سیگما در بخشهاي بهبود كيفيت، كاهش هزينه، جلب رضايت مشتري و حفظ وفاداري و پيشرفت كاركنان ايجاد مي كند بسيار وسيع است. از طرفي براي تبديل قابليتهاي بالقوه شش سیگما به صورت بالفعل بايد زمان كافي، استعداد، سرمايه‌گذاري هاي درست و … به اينكار اختصاص داده شود. اجراي شش سیگما نيازمند تمركز بسيار و كار تيمي قوي است.

چرا خواست تغيير در سازمانها ي ما به نتيجه نمي رسد؟

جديديها با اين ذهنيت پيش داورانه به قبلي ها مي نگرند گه گويي دزدها رفته اند. بعد از مدتي به اين نتيجه ميرسند كه روش قبلي ها، چندان به نسبت امكانات و توانايي ها نامطلوب نبوده است    

 جديديها هم مثل قديميها هيچ برنامه معيني ندارند. اينجا خيلي چيزها خلق الساعه ساخته و بهمان سرعت از بين ميروند

 معذوريتها و محدوديتهاي تعريف ناشده بسياري وجود دارند كه هيچ كس نميتواند حرفش را بزند چه برسد به اينكه بر عليه شان اقدامي كند.

هر آدم بالاسر، از پارتي زير دستش حساب مي برد.

 خيلي از بازيگران صحنه تغييرات، بدلايل بسيار، به جاي اجراي برنامه هاي تغيير (اگر وجود داشته باشد) تماشاگرند و آنهايي كه كاري از دستشان نمي آيد در وسط صجنه در حال چرخ زدن هستند.

. تغييرات، مشروعيتي توسط كاركنان نمي يابد. آنهايي كه درگير اثرات تغييرات در سازمانها هستند، به شدت نسبت به تغييرات بدبينند. قبلا هم گفته شد كه چون خيال ميكنند هرگز تغييرات به نفع شان نبوده است، هميشه حافظ وضع موجودند.

چيزي به نام تعلق خاطر به سازمان اساسا وجود ندارد. هركسي به قصد تامين منافع شخصي خويش منتظر مي نشيند (حتي تلاش هم نميكند)

بسياري از اطلاعات براي سنجش وضع موجود در اختيار هيچ كس نيست. اينجا اطلاعات يعني تلنبار كردن داده و چيزي بنام پردازش داده جزو وظايف تخصصي هيچ كس محسوب نميشود. همه با شايعات راحتتر كار ميكنند تا اطلاعات دقيق.

 عموما مجريان تغييرات، همان مقاماتي هستند كه وضع موجود نتيجه اعمالشان است.

 برنامه ريزان عموما فيلسوفند و مشكلات را چنان ريشه اي مي بينند كه هيچ برون رفتي از آن را، نميتواند

 متصور شوند پس بيشتر برنامه هايشان، تغييرات خيالبافانه و براندازانه است تا اصلاح گرايانه. لذا قادر به طراحي هيچ برنامه ايي براي حركت از وضع موجود به موقعيت ايده آل نيستند. هميشه همه چيز برنامه ها از خلا آغاز ميشود.

 موسسهEdge هر سال یک سوآل مطرح می‌کند و از متفکران معروف در زمینه‌های مختلف می‌خواهد که به آن جواب دهند و در آخر جواب‌ها را به‌صورت یک کتاب منتشر می‌کند.

 سوآل پارسال این بود: ایده‌ی خطرناک شما چیست؟ یکی از پاسخ‌دهندگان دانیل دنت (Daniel Dennett)، فیلسوف آمریکایی، بود. آقای دنت در جواب این سوآل بحث بسیار جالبی را مطرح می‌کند درباره‌ی غرق شدن نسل بشر در اطلاعات.

 فردی مثل ابوعلی‌سینا را در نظر بگیرید. این فرد تقریبن تمام علوم زمان خودش را می‌دانست چون گستره‌ی علوم در زمان ابوعلی‌سینا آن‌قدر محدود بود که یک نفر با صرف سالیان دراز می‌توانست همه چیز را فرا بگیرد. واضح هست که وضعیت دنیا‌ی ام‌روز خیلی متفاوت هست. باهوش‌ترین افراد در دنیای ام‌روز تنها می‌توانند بخش کوچکی از دانش بشری را فرابگیرند. معنی این حرف چیست؟ معنی‌اش این است که نسل بشر در دنیای ام‌روز نیازمند هم‌کاری و کار گروهی است و دیگر یک نفر کاری از پیش نمی‌برد. اما معنی کار گروهی چیست؟ کار گروهی یعنی این که تعدادی مغز با هم روی یک مسأله‌ی واحد کار می‌کنند. اما توان یک گروه هم محدود است. از نظر تئوری، توان فکری یک گروه حداکثر برابر جمع توان فکری اعضای آن است. با این دیدگاه توان فکری کل نسل بشر هم محدود است و برابر است با توان فکری شش میلیارد انسان. آیا حجم اطلاعات بشر هم محدود است؟

اطلاعات بشر دست‌کم در دهه‌های اخیر به صورت نمایی زیاد شده است. آهنگ انباشت اطلاعات خیلی سریع‌تر از آهنگ افزایش جمعیت است. بنابراین نسل بشر به‌زودی به مرحله‌ای می‌رسد که از اطلاعات اشباع می‌شود و دیگر مغز کافی برای پردازش این اطلاعات وجود نخواهد داشت. آیا راه حلی هم وجود دارد؟ دو احتمال وجود دارد.

۱- نسل بشر دچار توقف می‌شود و دیگر نمی‌تواند اطلاعات را به‌سرعت پردازش کند.

۲- بشر از ماشین‌های هوشمند کمک می‌گیرد. به تدریج ماشین‌ها به جای انسان فکر می‌کنند.

 هر دوی سناریوهای بالا ترسناک هستند، نه؟ واقعیت این است که ما تنها یک راه برای نجات از این وضعیت داریم. باید راهی برای جدا کردن اطلاعات مفید از اطلاعات به‌دردنخور پیدا کنیم. مغز انسان در گذشته کالای ارزشمندی نبود چون عده‌ی کمی از انسان‌ها برای همه فکر می‌کردند. ارزش این کالا در آینده خیلی بیش‌تر خواهد بود و به همین خاطر نباید آن را با چیزهای بی‌فایده پر کرد.

 الف:شاید گستردهٔ دانش بشر به صورت نمایی پیشرفت کنه، اما سرمایه‌گذاری‌هایی که برای مدیریت این گستردهٔ دانش هم می‌شه روز به روز در حال پیشرفته. در ضمن خیلی از اطلاعاتی که تا زمان معینی جزو اطلاعات حساب می‌شده‌اند، بعد از مدتی به بایگانی‌ها سپرده می‌شند و عملاً دیگه قرار نیست که به عنوان اطلاعاتی که باید دونسته بشه بهش نگاه کرد.

 محمود حجتی