چگونگی تعین نرخ ارز
در كشورهاي جهان سوم الخصوص كشورهاي توليد كنندگان مواد خام استراتژيك مثل ذخاير زير زميني نفت و گاز عوامل مهمي هميشه در بي ثباتي اقتصاد اين كشورها موثر است مهمترينش نرخ تورم است كه عوامل زيادي در ان دخيل هستند كه مهمترينش افزايش نقدينگي است عامل بعدي نوسانات نرخ ارز است عامل بعدي خود دولتها هستند كه با سوء مديريت موجبات عسرت مردمشان را فراهم ميكنند . اما در خصوص عامل افزايش نقدينگي تمامي عواملش در اين كشورها به نوسانات نرخ ارز برميگردد از انجائيكه مكانيزمي با ثبات براي تعين نرخ ارز وجود نداشته و بانك مركزي كه بايد بعنوان تعين كننده اين نرخ بدون وابستگي به دولت با شيوهاي متداول در دنيا متصدي اين تعین نرخ باشد که با این شیوه عمل موجب از بين بردن بي ثباتيها خواهند بود .
سئوال اينجا است كه چه گروه يا كساني از بالا و پايين رفتن ارز منتفع و يا متضرر ميشوند در كوتاه مدت يا بلند مدت اين سه گروه هستند اول مردم دوم دولت سوم واردكنندگان يا صادر كنندگان
در تمامي دنيا كاهش نرخ ارز براي مردم مطلوبيت هرچند كه كوتاه مدت باشد ايجاد ميكند ولي هميشه كاهش نرخ ارز براي دراز مدت بعلت خسارت بر ديگر عوامل اجتماعی و بي ثبات كردن اقتصادي براي صادرات و توليد كنندگان در درازمدت مخل رفاه مرم ميشود اين چرخه بدرستي بايد متوازن بچرخد .هرچند كاهش نرخ ارز هميشه براي واردكننده ايجاد رانت ميكند ولي گاها موجبات سقوط و ورشستگي توليد كنندگان داخلي را فراهم ميكند كه اين خود بيكاري را رشد ميدهد .
سئوال كليدي اين است كه چگونه نرخ متوازن ارز تعين ميشود و راه رسيدن به ان چگونه است هرچند بطور استاندارد بانك مركزي هر كشوري بازوي تعين و هدايت نرخ ارز است با اين پيش فرض اقتصادي كه عرضه و تقاضا تعين كننده نرخ هر كالا و خدمات است در شرايط متعادل اقتصادي .
در زمانهاي قديم مبناي ارزش هر كالا و خدمات را بر اساس نرخ طلا محاسبه ميكردند . كه بعد از پايان جنگ جهاني اين تعين فيمت به دلار امريكا سپرده شده است بعلت وابستگي پولي كه اين كشورها به دلار پيدا ميكنند گاها دنبال مقياس جديد تري ميروند كه تاكنون در تبديل به ارزهاي ديگر موفق نبوده اند جون تمامي پولهاي رايج دنيا پايه پوليشان دلار است .
در كشور ما گاها تعين نرخ دلار طي اين جند ساله تحريمي فضاي 200 مترمربعي خيابان فردوسي بوده كه حداكثر 20 الي 30 نفر شخصيت حقيقي و يا 10 تا 15 شركت دولتي و عمومي تعين نرخ ارز ميكردند بطور مثال اگر در يك روزي اين چند نفر تصميم به كاهش نرخ ارز داشته اند بدون در نطر گرفتن عرضه و تقا ضا نرخ ارز كاهش مي يافت و كسي هم جرات خريدن ارز به نرخ بالاتر از قيمت اعلامي را نداشت . بهترين تصميم بانك مركزي در اين دوران ايجاد مركزي براي مبادله ارز بوده كه تا حدي از نوسانات جلوگيري بعمل اورده ولي مورد سوء استفاده دولت قرار گرفته و تبديل شده به سياستي براي تامين هزينه جاري و ريال كسري بودجه كه بعد از منتفع شدن دولت از اين سياست تداوم ان مسكوت می ماند . بهرحال در اين دوران عليرغم تاكيد اقتصاد دانها به شناور كردن نرخ ارز بعلت تقاضاهاي كاذب عملي نشد و سه نوع نرخ ارز در بازار رايج شد .نرخ ارز مرجع.نرخ ارز مبادله اي .نرخ ارز ازاد.
روشهاي متهارف براي تعين نرخ ارز
1-نظريه برابري قدرت خريد(بهترين و مهمترين روش )
2- بر اساس نقدينگي
3- براساس تراز پرداختها
4-پول و دارائي ارزي
5- برابري نرخ بهره
همانطوريكه قبلا ياد اوري شد بهترين و صحيح ترين شيوه نرخ گذاري ارز نظريه برابري قدرت خريد است . چون نرخ ارز هر كشوري رابطه مستقيم با سطح عمومي قيمتهاي داخل و خارج دارد . بطور مثال اگر يك سبد كالائي در ايران كه متشكل از كالاي هاي ضروري كه بانك مركزي در محاسبه نرخ تورم محاسبه ميكند در ايران مثلا پنجاه هزارتومان باشد و همان سبد كالائي با همان مشتركات در يك كشور ديگر مثلا 20 دلار می باشد نرخ دلار به ريالش ميشود 2500 تومان.
براي بدستن اوردن قيمت سبد كالائي بايد همانطوريكه بانك مركزي براي محاسبه تورم يا نرخ افزايش دستمزد محاسبه ميكند محاسبه شود بطور مثال اكر سبد كالائي خانواده در يك ماه از 100 قلم كالا و خدمات تشكيل شده باشد ونسبت مصرف ان كالا و خدمات در قيمتش ضرب شده و حاصل جمع اعداد بدست امده هزينه يكماهه يك نفر يا خانوار بدست ميايد لازم بذكر است هزينه زمين و يا ساختمان هر چند قابل انتقال نيستد ولي بايد هزينه ها در سبد منظور شود .اين محاسبا ت در كشور مبدا و مقصد محاسبه شده كه حاصل تقسيم اين هزينه سبدي دو كشور نرخ واقعي ارز بدست ميايد لازم بذكر است كه اين محاسبات هزينه ها بايد بطور خالص صورت پذيرد و اين شيوه معقول ترين شيوه تعين نرخ ارز بايد باشد و مجريش بانك مركزي است و براي ايجاد تعادل در بازار عرضه و تقاضا ارز در شرايط كمبود ارز به بازار ارز تزريق و در شرايط وفور ارز در بازار ان را خريداري ميكند
.
نظريه نقدينگي :
نظريه دوم نظريه نقدينگي است براي تعين نرخ ارز در اين نظريه هرجه نرخ رشد نقدينگي بالا باشد ارزش پول ملي كم ميشود و تقاضا براي ارز بالا كه موجب افزايش نرخ ارز ميشود .كه اين نظريه بشدت در كشور ما حاكم است علتش هم اينكه يكي از راحتترين راههاي تامين نقدينگي ريالي فروش ارز توسط دولت و بدترين شيوه اقتصادي است كه اثار نامطلوبش سالها در اقتصاد ماندگار خواهد بود .در اين شرايط زمينه ايجاد پولشوئي در كشور پديدار خواهد و بيماري هلندي را براي اقتصاد به ارمغان خواهد اورد. .اگر در كشور 100هزار ميليارد تومان نقدينگي ايجاد شود و دارائي ارزي حاصل از صادرات 100 ميليارد دلار باشد نرخ ارز 1000 تومان خواهد بود و هرچه نقدينگي ريالي بالاتر رود و درامدهاي ارزي كمتر شود موجب افزايش نرخ دلار خواهد شد و به نحوي با اين سياست اموال و سرمايه هاي مردم كاهش خواهد يافت . اتفاقي كه اين چند ساله بعلت تحريم و بي ميالاتي مديريتي براي كشور اتفاق افتاد.
تعين نرخ ارز بر اساس تراز پرداختها :
معمولا در كشور هاي صنعتي كه مبناي مالي سسيتمي بر كشورشان حاكم است و مبناي محاسبه ارزشان بر خروجي تراز پرداختي و دريافتي حسابها متمركز است و از اين طريق نرخ ارز محاسبه ميشود كه نرخ سود سپرده ها و نرخ سود پول در تعادل ساري نرخ ارز موثر هستند
دوشيوه ديگر تعين نرخ ارز بصورت تلفيقي با ديگر شيوه ها مورد استفاده قرار ميگيرد كه در اين مقوله بحث مكفي است
محمود حجتي 24 شهريور 1392