مقدمه

        جایگاه و اهمیت کسب و کار در اسلام                                                                                                  

دین مبین اسلام  به مسایل مربوط به کسب و کار در ایات قر ان و احادیث ائمه اطهار توجه خاص داشته و به مباحثی چون آزادی کسب و    کار، آسیب شناسی کسب و کار، اداب کسب و کار ، اصول کسب و کار، ، رشد و توسعه کسب و    انفاق و مالکیت و مانند آن پرداخته است.

کار و موضوعاتی  کسب و کار در آموزه های قرآنی در کنار اصول دین و عبادیات از مهم ترین مسائلی است که قرآن بدان پرداخته است از این رو همواره در کنارنماز مساله زکات و انفاق به عنوان دو مساله اقتصادی مورد توجه و تاکید بوده است.


بازخوانی آیات قرآن برای دست یابی به اصول اقتصاد اسلامی هر چند امری است بزرگ ولی در این محدوده  با  آشنایی اجمالی و گذرا با این اصول می تواند دست کم ما را با برجسته ترین عناوین و مسایلی که در این حوزه از سوی قرآن مطرح و تاکید شده آشنا سازد و گاهی توجه بیشتر و اجرایی کردن آن در جامعه بپردازیم .
کسب و کار و به عنوان مفهوم عام یعنی اقتصاد از واژه قصد به معنای میانه روی و اعتدال آمده است و در اصطلاح به دانشی گفته می شود که بررسی فعالیت های فردی و اجتماعی مربوط به تولید، مبادله و توزیع و مصرف کالا و   خدمات می پردازد.


در آیات قرآن این واژه با این مفهوم اصطلاحی خود به کار نرفته است و مسایل به طوری مطرح می شود که نظریه با عمل در آمیخته است و مباحث نظری آن از مباحث اجرایی و عملی آن جدا نیست از این رو به جای آن که مباحث به طور کلی مطرح شود در قالب مصادیق اجرایی بیان می شود و آموزه های آن همان طور که به بیان قوانین و آموزه های دستوری می پردازند به اصول و بنیادهای آن توجه می دهند  بنابراین بیش از همه با واژگانی چون اکل و اموال، انفاق، صدقه، طعام، رزق، نعمت، طیبات، فی و مانند آن رو به رو هستیم.   مبنای کسب و کار در اسلام ،  اعتدال است و بیانگر این نکته است که کسب و کار اسلامی بر پایه و بنیاد اعتدال و میانه روی نهاده شده است. در مفهوم  کسب و کار در آموزه های اسلامی می توان این نکته را در نظر داشت که بی اعتدالی اقتصاد اسلامی معنا و مفهومی ندارد.بنابراین اعتدال در همه مسایل مربوط به کسب و کار، از اصول اساسی  اسلامی بر پایه آموزه های قرآنی به شمار می آید.

 از این روست که هر تجاوز و تعدی از اعتدال و میانه روی به عنوان امری اسرافی و تبذیری دانسته و از آن نهی و بازداشته شده است. تجاوز و تعدی از اعتدال و میانه روی به عنوان امری اسرافی و تبذیری دانسته و از آن نهی و بازداشته شده است. قرآن در آیه ۳۱ سوره اعراف و انعام آیه ۱۴۱ با اشاره به اصل اساسی اعتدال، هرگونه اسراف و تبذیر را نادرست برشمرده است و در حوزه  مصرف و به کارگیری منابع اقتصادی از هزینه کردن اموال و استفاده از آن بیرون از مرز اعتدال و میانه روی، باز داشته است.


قرآن در تبیین امت اسلامی و امت برتر و جامعه نمونه و شاهد به اصل اعتدال اشاره می کند و جامعه برتر قرآنی را جامعه ای برمی شمارد که در همه حوزه های خویش اصل اعتدال و میانه روی را مراعات می کنند و از اسراف و زیاده روی و یا کوتاهی در  کاری پرهیز می کنند. این گونه است که جامعه نمونه می بایست در حوزه کسب و کار نیز اصل اعتدال و میانه روی را مراعات کند تا بتواند به این عنوان دست یابد

عدالت از آن جایی که در آیات قرآن ضد ظلم و ستم است ارتباط تنگاتنگی با ستم ستیزی دارد. بنابراین جایی که ظلم و تعدی رخ دهد عدالت رخت می .قرآن در آیه ۲۷۹ سوره بقره، از عدالت به عنوان اصل مهمی در کسب و کاراسلامی یاد کرده و می فرماید که در معاملات و یا تبادل های ارزی اقتصادی از ربا پرهیز کنید، زیرا ربا، به عنوان خروج از مرزهای عدالت و ظلم و ستم است بنابراین اگر به کسی وامی داده اید همان اندازه پس بگیرید و بیش از سرمایه از وی نخواهید. قرآن می کوشد تا جامعه برای دستیابی به عدالت به گونه ای در حوزه رفتار اقتصادی و تبادلات آن عمل کند که به دو سوی معامله ضرر و زیانی نرسد. از این رو تاکید می کند که گرفتن  اصل مایه می بایست به گونه ای باشد که به دو طرف ظلم و ستمی نشود. 

در آیه ۲۵ سوره حدید افزون بر قوانین از میزان و حدید (آهن) سخن به میان می آید که بیانگر تشدید در حوزه کسب و کار است. به این معنا که امور اقتصادی تنها با قوانین سامان نمی یابد و تا مدیران اقتصادی الهی و قدرت و اقتدار وجود نداشته باشد نمی توان امید به اجرای این قوانین در حوزه عمل اجتماعی داشت


از دیگر اصول اساسی اقتصاد اسلامی، کسب و کار به عنوان اصل اولی در تامین نیازهای اقتصادی انسان است. قرآن در آیه ۶۱ سوره هود با اشاره به یکی از علل و اهداف خلقت و آفرینش انسان و استقرار وی در زمین می فرماید:  او خداوندی است که از زمین شما را انشا و ایجاد کرده و در آن برای عمران و آبادانی به کار گرفته است.


بنابراین انسان برای کار در زمین آفریده شده است. البته در این آیه به هر کاری بها و ارزش داده نمی شود بلکه تنها کاری دارای ارزش و اعتبار است که به هدف عمران و آبادانی باشد. از این رو در تفکر و بینش قرآنی کاری که در راستای آبادانی نباشد، از ارزش و اعتبار برخوردار نبوده و نمی توان به عنوان کار برای آن ارزش قائل شد. به سخن دیگر کار برای کار و یا کار بی فایده و بی تاثیر در حوزه عمران و آبادانی زمین، از نظر اسلام دارای ارزش و اعتبار نمی باشد و ارزش افزوده ندارد و تنها کاری دارای ارزش است که حرکتی رو به جلو برای تحقق اهداف عمرانی و آبادانی زمین باشد.

تحلیل درست و کامل از این آیه بسیاری از مطالب مربوط و مرتبط به کار و فعالیت های اقتصادی را روشن می سازد. بنابراین بازخوانی این آیه و آیات همانند می تواند بسیاری از مسایل مربوط به کسب و کار اسلامی و اهداف و اصول آن را بیان کند.


در آیات دیگر قرآن، همواره سخن از ابتغا و جست وجو و حرکت است. این که قرآن سخن از جست وجو در زمین برای کسب و دست یابی به مواهب و نعمت های طبیعی و خداداد به میان می آورد نشانگر آن است که کار در مفهوم اسلامی تنها هنگامی معنا پیدا می کند که در آن حرکت رو به جلو وجود داشته باشد. بنابراین هر کاری که تلاش و حرکت رو به جلو و کمالی در آن نباشد نمی تواند به مفهوم واقعی آن کار تلقی شود و ارزش افزوده ای را ایجاد کند.

 در آیه ۱۴ سوره نحل به مساله صید و شکار و یا استخراج زینت آلات اشاره می شود که خود تلاش و کاری است که سودمند و مفید ارزیابی می شود. این آیه و نیز آیات دیگری چون ۱۲و ۱۶ سوره اسرا قصص آیه ۷۳ و جمعه آیه ۱۰ و مانند آن نشان می دهد که کسب و کار به عنوان اصلی اساسی در اقتصاد اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.


از دیگر اصول اساسی اقتصاد اسلامی گردش سرمایه و ثروت در میان جامعه است. از این روست که از نظر اسلام هرگونه انحصار طلبی و تمرکز اموال و سرمایه در دست ثروتمند به عنوان عامل ضد اقتصادی شمرده و ممنوع شده است. (حشر آیه ۷)


قرآن این ممنوعیت را تنها در اموال و امور مادی و غیرمنقول صادر نمی کند بلکه با ممنوع کردن هرگونه کنز و نگهداری اموال منقول از سکه و مانند آن می کوشد تا منابع و یا ابزارهای اقتصادی در جامعه به آسانی و سادگی در جریان باشد و اموال به طور انحصاری در دست فرد و یا افراد خاصی قرار نگیرد و یا ابزارهای اقتصادی در جایی کنز و نگهداری نشود به گونه ای که درجریان آزاد آن درجامعه خللی واردشود.

همچنین قرآن در آیه ۳۴ سوره توبه خارج کردن نقدینه از جریان اقتصاد و بازار کار و دور شدن از استفاده را ممنوع کرده است تا اقتصاد سالم در جریان باشد. از دیگر اصول اقتصادی اسلامی که در آموزه های قرآن بر آن تاکید شده است مالکیت چندگانه است. به این معنا که مالکیت خصوصی همانند مالکیت عمومی معتبر و پذیرفته شده است.


خداوند در آیه ۱۸۸ سوره بقره مالکیت خصوصی را تایید کرده و آن را اصلی در اقتصاد اسلامی برشمرده است. این معنا درآیات ۲۷۹سوره بقره و نیز ۲۹سوره نسا مورد تایید و تاکید قرار گرفته است. در آیه ۱و ۴۱ سوره انفال و نیز ۷ سوره حشر به طور صریح اقتصاد عمومی و مالکیت عمومی را تایید و آن را برای مصالح جامعه مهم و ارزشی دانسته است.  در چند دهه اخير سرمايه گذاري و کسب و کار مبتني براصول اسلامی و اخلاقی به عنوان يكي از مهمترين موضوعها در عرصه كسب و كار مطرح شده است .                                                                                                                                                                                                                                                                       

ريشه هاي اين گرايش در جامعه و همچنين در ميان سرمايه گذاران بسيار  متفاوت است. مذهب، مسايل سياسي و محيط زيست به عنوان مهمترين ريشه هاي این گرایش به شمار م آیندهم اكنون،  موسسات فعال در زمينه سرمايه گذاري مبتني بر اصول اسلامی و اخلاقی وجود دارد که در زمينه سرمايه گذاري در شركتها مي پردازند و از طرف ديگر، اقداماتي نظارتي را انجام مي دهند سرمايه گذاري در شركتها مي پردازند و از طرف ديگر، اقداماتي نظارتي را انجام مي دهند. سرمايه گذاري و کسب و    کار اسلامی و یا اخلاقي بيش از آنكه یک علم باشد، يك هنر است و متكي بر خودآگاهي و اقتباس از متون اسلامی و برپایه اصول ثابت و قابل فهم برای همگان است با توجه به ويژگيهاي این نوع رويكرد  کسب و کار  اسلامی   تاكنون در كشورمان ادبيات مشخصي در اين زمينه شكل نگرفت.
واز طرفی با افزايش مشاركت مردم در امور مختلف كسب و كار، ارايه الگويي براي تبيين اصول اسلامی و ارزيابي براساس آن بسيار ضروري است. در اين زمينه مي توان به منابعي همچون: متون مذهبي، عرف و اصول علمي و فني و استانداردهاي مربوطه استناد كرد .

  باانبوه توصيه هاي عملي در زمينه رعايت اصول اخلاقي در کسب و کار در بين ديگر اديان از جايگاه ممتازي برخوردار است و مسلمانان داراي پشتوانه اي قوي هستند و اين موضوع حتي در برگيرنده بسياري از توصيه ها و الزاماتي است كه تحت عنوان کسب و کار اسلامی در جوامع مختلف مطرح شده است. 

 با توجه به نقش كار و عمل در اعتلاي حيات اقتصادي و اجتماعي فرهنگي جامعه ، كوشش براي ارتقاي فرهنگ كار و زدودن عوامل مزاحم يك ضرورت اعتقادي ملي است . فرهنگ كار مي تواند زمينه مناسب براي سخت  كوشي و خلاقيت و ابتكارات ، نوآوريها و مسووليت پذيري و وجدان كاري ، انضباط اجتماعي و اخلاق    را در جامعه عظمكار كشور فراهم سازد . در فرهنگ اسلامي كار وتلاش مانند مجاهدت در راه خدا ، ارزشمند و مقدس شمرده شده است.

 در دین اسلام، درآمدهای مشروع و كسب و كار و کسب اموال حلال، جایگاه ویژه ای داشته و قرآن مجید آن را مایه قوام   و هستی شخص و جامعه و مایه زینت و آرامش در زندگی این دنیا می خواند

 ؛«المال و البنون زینه الحیاه الدنیا...». قرآن    افراد متمكن را كه از طریق مشروع اموالی به دست آورده اند، افراد خوب معرفی می كند و اساسا داشتن مال و تمكن مادی را نوعی امداد الهی به حساب آورده و عنایت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بیان می كند رسول خدا (ص) مردانگی را در این دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادی اش را بهبود ببخشد و امام صادق (ع) فرموده  اند:

 «شایسته نیست كسی از تلاش مالی و مادی باز ایستد كه در سایه آن می تواند آبرویش را حفظ كند و قرض هایش را    بپردازد و به بستگانش كمك كند

  با توجه به آیات و روایاتی كه در زمینه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، می توان چنین بیان نمود كه مال و  ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظیفه دارد در كسب و تحصیل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را رشد اقتصادی یاری رساند.

 نظام اقتصادی اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلی خود می داند، استفاده  عاقلانه از منابع طبیعی و امكانات خدادادی را در راه نیل به هدف مقدس خویش، مورد تاكید قرار داده است.انسان نیازهایی دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها می پردازد و برای رسیدن به مقصود خود، در سایه فكر    و تدبیر، روش های متعددی را به كار می گیرد.

  از دیدگاه قرآن، انسان موجود نیازمندی است كه خداوند برای رفع   نیازهایش زمین را برای او رام كرده و در اختیار وی قرار داده تا مصرف كند.

  قرآن با مطرح   كردن مسئله اسراف و بیان مضرات آن و دعوت به اعتدال و میانه روی در تمام امور زندگی، در حقیقت بهترین الگوی  مصرف را برای زندگی سعادتمندانه به آدمیان ارائه میدهد

اقتصاد پيچيده و به هم‌پيوسته کنوني از يک سو و موفقيت فعاليت‌هاي مبتني بر سازوکارهاي ديني از سوي ديگر،    ضرورت بکارگيري مباني ديني در فضاي تجارت و کسب و کار امروز را بيش از پيش نشان مي‌دهد.

 

اداب کسب و کار اسلامی

ضرورت آشنایی با آداب معامله

مسلمان قبل از هر چیز باید در این اندیشه باشد که کارش چگونه مورد رضایت خدا قرار می‌گیرد و لازمه چنین هدفی آن است که احکام و وظایف خود را در زمینه کارخود بشناسد تا بتواند در عمل آنها را اجرا کند. از این رو، امیرمؤمنان(ع) فرمود:

«یا معشر التجّار الفقه ثم المتجر، الفقه ثم المتجر، الفقه ثم المتجر...؛ای جامعه تجار و معامله‌گر! اوّل یادگیری مسائل شرعی تجارت، بعد تجارت»، و این جمله را سه بار تکرار کرد.

پس اولین وظیفه در تجارت و معامله، آموختن احکام شرعی و بعد تلاش برای عمل به آن است تا داد و ستد به صورت صحیح انجام گیرد و اموالی که از آن راه به دست می‌اید، حلال باشد و بتواند در آنها تصرف کند. اما چنانچه دقت کافی در یادگرفتن احکام شرعی نداشته باشد و معامله به صورت باطل انجام گیرد، اموال به دست آمده نیز حرام خواهد بود و تصرف و استفاده از آن جایز نیست و اگر خود یا خانواده‌اش از آن مال حرام استفاده کند، اثر سوء خود را خواهد گذاشت. به علاوه، در قیامت هم مورد بازخواست خواهد بود. از این رو، امام راحل و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در این زمینه می‌فرماید:

«واجب است بر هر کسی که تجارت می‌کند و سایر معاملات را انجام می‌دهد، احکام شرعی آنها را و مسائل مربوط به آنها را یاد بگیرد تا معاملات و تجارت‌های صحیح و باطل را بشناسد».

مستحبات معامله

آداب و دستورهایی نیز در این باره بیان شده است که شایسته است مسلمان آنها را مراعات کند تا رنگ عبادت و بندگی به معامله بدهد و خداوند مهربان هم از او راضی و خشنود باشد.

امام خمینی(قدس سره) می‌فرماید:

«تجارت و کسب، آدابی دارد که بعضی از آنها مستحب است که بهتر است آنها را انجام دهد و بعضی مکروه است که بهتر است آنها را ترک کند».

سپس مهم‌ترین آداب مستحب تجارت را چنین بر می‌شمرد:

1. در معامله میانه‌رو باشد؛ یعنی از طرفی حریص نباشد و از طرف دیگر، سهل‌انگار و بی‌تفاوت و بی‌حال هم نباشد؛ به طوری که در تنگنا قرار گیرد.

2. اگر طرف معامله پشیمان شد، معامله را فسخ کند و سخت‌گیری نکند.

3. از نظر قیمت با همه خریداران یکسان برخورد کند و با یک قیمت بفروشد، نه اینکه به کسی که چانه می‌زند، ارزان‌تر بفروشد و به کسی که چانه نمی‌زند، گران‌تر بفروشد. به تعبیر دیگر، قیمت مقطوع داشته باشد تا در نتیجه نه خود را اذیت کند، نه دیگران را.

بعد امام اضافه می‌کند: «آری، مانعی ندارد که در مورد کسی که دارای تقوا و فضیلت اخلاقی است، فرق بگذارد و از او کمتر بگیرد».

4. هنگامی که جنس را تحویل می‌گیرد، کم بگیرد و موقعی که جنس را به کسی می‌دهد، بیشتر تحویل دهد و یا به تعبیر دیگر، جنس را کامل‌تر تحویل دهد.

امور مکروه در معامله

در معامله برخی امور هم مکروه است؛ یعنی بهتر است آنها را ترک کند که تعدادی از آنها از این قرار است:

1. فروشنده جنس خود را تعریف کند (البته بیش از آنچه هست).

2. مشتری «در معاملات کلا به کلا» از جنس خود (بیش از اندازه) تعریف کند.

3. قَسَم راست برای خرید و فروش بخورد. روشن است که قسم دروغ، حرام است و جایز نیست.

4. فروختن جنس در جایی که عیب جنس را پنهان می‌کند.

5. گرفتن سود از شخص مؤمن مگر به مقدار ضروری.

6. دریافت سود از کسی که به او وعده احسان داده است، مگر به مقدار ضروری.

7. عرضه کردن کالا بین طلوع فجر و طلوع آفتاب.

8. ورود به بازار قبل از همه و خروج از بازار بعد از همه.

9. معامله با افرادی که به حرف و وعده خود اهمیت نمی‌دهند.

10. تقاضای پایین آوردن قیمت بعد از قرارداد.

11. وارد شدن در معامله کسی که مشغول معامله است که بعضی آن را حرام دانسته‌اند.

12. رفتن به استقبال کاروان بازرگانان که کالای تجاری وارد می‌کنند و با شرایط خاص آن.

دو نکته

در اینجا لازم است دو نکته اساسی و مهم هم مورد توجه قرار گیرد:

اول اینکه علاوه بر این دستورها و وظایف ویژه‌ای که باید در معاملات رعایت شوند، انسان به دستورهای عمومی و واجبات دیگر نیز در جای خود عمل کند تا این خدمات به عنوان عبادت به حساب ایند و به اجر و پاداش الهی دست یابد.

دوم اینکه در معاملات و فعالیت‌های خود برخورد اسلامی و انسانی را در هر حال با همه کس به کار بندد و از هر گونه کار حرام از قبیل دروغ‌گویی، تهمت و بهتان، چاپلوسی، کلاه‌برداری و حقه‌بازی، قسم خوردن بپرهیزد و با صداقت و خوش‌رویی و متانت عمل کند و روزی و برکت معامله را از خدا بخواهد.

بازار اسلامی

امیرمؤمنان(ع) وقتی در بازار می‌گشت، این چنین می‌فرمود:

«ای تاجران! از خدا طلب خیر کنید، و با سهل و آسان‌گیری برکت بجویید، و در جایگاه به خریداران نزدیک شوید، و به حلم و بردباری خود را زینت دهید، و از سوگند خوردن بپرهیزید و از دروغ‌گویی کناره‌گیری کنید، و از ستم به دیگران بترسید، و حق مظلومان را بپردازید، و به ربا نزدیک نشوید، و پیمانه و ترازو کامل کنید، و از اموال مردم و حق آنان کم نگذارید، و در زمین مایه فساد نشوید».

آن حضرت در بیان دیگر فرمود:

«ایهّا الناس ایاکم وحبّ الدُنیا فإنّها رأس کلّ خطیئة و باب کلّ بلیة، و قِران کلّ فتنة، وداعی کل رزیة؛ای مردم! از حبّ دنیا و علاقه به آن برحذر باشید که حبّ دنیا سرآغاز هر گناه و خطایی است و درِ ورودی هر بلا و گرفتاری است و موجب نزدیکی به هر فتنه‌ای است و انسان را به بلا و مصیبتی فرامی‌خواند».

آری، برادر عزیز مواظب باش از دنیا فقط به عنوان ابزار و وسیله استفاده کنی، نه اینکه آن را هدف قرار دهی تا تو را از همه چیز غافل کند و وقتی بیدار شوی که کار از کار گذشته است. بکوش از معامله‌گرانی باشی که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «تاجر و معامله‌گر امین و راست‌گو و مسلمان روز قیامت با شهیدان خواهد بود».

و در حدیث دیگری فرمود: «او در قیامت در سایه حمایت و عرش خدا خواهد بود».

نه در زمره کسانی که خداوند در قرآن می‌گوید: حتی إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعونی لعلّی اعمل صالحاً فیما ترکت کلاّ انّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ إلی یوم یبعثون «آن گاه که وقت مرگ رسد، (با پشیمانی) گوید: بارالها! مرا به دنیا باز گردان تا شاید به تدارک گذشته، عملی صالح به جای آورم. به او خطاب می‌شود که هرگز چنین نخواهد شد و این سخنی است که او به زبان می‌گوید؛ در حالی که پشت سر آنان عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند».

آری، دنیا بازاری است که به قول امام هادی(ع) : «جمعی در آن سود می‌برند و گروهی زیان می‌برند».

چنانچه تحت جاذبه و زرق و برق سکه‌ها قرار گیریم و همه همّ خود را به جمع مال اندوزی صرف کنیم، آنگاه است که مال و ثروت ما را به سوی هلاکت و تباهی می‌کشاند. از این رو، پیشوایان دینی ما در احادیث فراوانی به ما هشدار داده‌اند.

رسول خدا(ص) فرمود:

«إنّ الدینار و الدرهم أهلکا من کان قبلکم و هما مهلکاکم؛دینار و درهم، کسانی را که پیش از شما بودند، نابود کرد و آن دو شما را هم به نابودی می‌کشند».

در بیانی دیگر فرمود:

«إنَّ لکل اُمة عِجْل و عجل هذه الاُمّة الدینار و الدرهم؛هر امتی گوساله‌ای دارد (که آن را منحرف می‌کند) و گوساله این امت، دینار و درهم است».

امام صادق(ع) نیز فرمود:

«ابلیس ملعون می‌گوید: در مورد بنی آدم، هر چه مرا خسته و ناتوان کند، یکی از این سه چیز مرا در برابر آدمی‌زاد ناتوان نمی‌کند: یکی به دست آوردن مال از راه غیر حلال، و دیگری جلوگیری کردن او از پرداخت واجب مالی، و سوم، مصرف کردن آن در راه ناروا و حرام».

آثار مال حرام و حرام‌خواری

1. پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«من اکتسب مالاً من غیر حلّه کان زاده إلی النار؛هر کس مالی را از غیر راه حلالش به دست آورد، توشه‌اش در آتش است».

2. امام باقر(ع) فرمود:

«وقتی کسی مالی از راه حرام به دست آورد، خداوند حج و عمره و صله ‌رحم را از او قبول نمی‌کند، بلکه ازدواج با آن مال هم مشکل خواهد بود».

3. رسول خدا(ص) فرمود:

«کسی که مال مؤمنی را به ناحق از او بگیرد و به او ندهد، خداوند از او روی‌گردان شده، کارهای او را سرزنش کرده، آنها را در نامه اعمال او نمی‌نویسد تا توبه کند و مالی را که از آن مؤمن گرفته، به او برگرداند».

4. پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«لا یدخل الجنّة جسد غُذّی بحرام؛پیکری که از حرام تغذیه شده باشد، وارد بهشت نمی‌شود».

5. امام صادق(ع) فرمود:

«امیرمؤمنان بارها فرمود: کسی که مال مؤمن را به حرام بخورد، از دوستان ما نیست».

6. همچنین آن حضرت فرمود:

«هنگامی که لقمه حرام در شکم انسانی قرار گیرد، هر فرشته‌ای که در آسمان‌ها و زمین است، او را لعنت می‌کند و تا وقتی که آن لقمه در شکم اوست، خدا به او نگاه نمی‌کند، و هر کس که لقمه حرام بخورد، به سوی خشم خدا رفته است. پس اگر توبه کند، خدا می‌پذیرد و اگر قبل از توبه بمیرد، آتش به او سزاوارتر است».

7. نیز فرمود:

«کسی که لقمه حرام بخورد تا چهل شب نمازش قبول نمی‌شود، و دعایش تا چهل روز مستجاب نمی‌شود، و گوشتی که آن لقمه حرام می‌رویاند، به آتش سزاوارتر است. آری، یک لقمه هم گوشت می‌رویاند».

آثار لقمه حلال

1. پیامبر گرامی(ص) فرمود:

«من أکل الحلال أربعین یوماً نوَّرالله قلبه؛کسی که چهل روز مال حلال بخورد، خداوند قلب او را نورانی می‌کند».

2. در حدیث دیگری فرمود:

«من أکل الحلال قام علی رأسه ملک یستغفر حتّی یفرغ من أکله؛کسی که روزی حلال بخورد، فرشته‌ای بالای سرش قرار می‌گیرد و برای او طلب آمرزش می‌کند تا وقتی که از خوردن آن فارغ شود».

3. امام صادق(ع) فرمود:

«یکی از سخت‌ترین واجبات بر بندگان خدا، ذکر زیاد و یاد اوست». سپس فرمود: «مقصودم ذکر سبحان الله و الحمدلله و لا اله الاّ الله و الله اکبر نیست، گر چه آن هم ذکر و یاد خداست، بلکه مقصود من، این است که در برخورد با آنچه خدا حلال یا حرام کرده، خدا را یاد کند تا اگر اطاعت خدا بود، به آن عمل کند و اگر معصیت الهی بود، آن را رها سازد».

4. آن حضرت در حدیث دیگری فرمود:

«ترک لقمة حرام أحبّ الی الله من صلاة ألفی رکعة تطوعاً؛ رهاکردن لقمه حرام، پیش خدا از دو هزار رکعت نماز مستحبی محبوب‌تر است».

5. در بیان دیگر فرمود:

«لردّ دانق من حرام، یعدل عند الله سبعین ألف حجّة مبرورة؛رها کردن و گذشتن یک دانگ از حرام(یک ششم دینار یا درهم)، پیش خدا معادل هفتاد هزار حج مقبول است».

 

کسب و کار در اسلام

احكام ضامن شدن                                                                     

اگر انسان بخواهد ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد, ضامن شدن او در صورتى صحيح است كه به هر لفظى اگر چه عربى نباشد   به طلبكار بگويد كه من ضامن شده ام طلب تو را بدهم وطلبكار هم رضايت خود را بفهماند, ولى راضى بودن بدهكار شرط نيست

 ضامن و طلبكار بايد مكلف و عاقل باشند و كسى هم آنان را مجبورنكرده باشد ونيز بـايد سفيه نباشند يعنى : مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند وطلبكار از تصرف در مالش شـرعا ممنوع نباشد ولى اين شرطها در بدهكارنيست مثلا اگر كسى ضامن شود كه بدهى بچه يا ديوانه را بدهد صحيح است

 هرگاه براى ضامن شدن خودش شرطى قرار دهد, مثلا بگويد اگربدهكار قرض تو را نداد من مى دهم ضامن شدن او باطل است  كسى كه انسان ضامن بدهى او مى شود بايد بدهكار باشد, پس اگركسى بخواهد از ديگرى قرض كند, تاوقتى قرض نكرده , انسان نمى تواند ضامن اوشود                                                                                                                                                                   

 

 در صورتى انسان مى تواند ضامن شود كه طلبكار وبدهكار وجنس بدهى همه معين باشد, پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند وانسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى ازشماها را بدهم , چون معين نكرده كه طلب كدام رامى دهد, ضامن شدن او باطل است                                                                                                                                                              

 

و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد وانسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از آن دو نفر را به تو بدهم , چون مـعـيـن نـكـرده كـه بدهى كدام را مى دهد, ضامن شدن او باطل مى باشد و همچنين اگر كسى ازديـگرى مثلا ده من گندم وده تومان پول طلبكار باشد وانسان بگويد من ضامن يكى ازدو طلب تو هستم ومعين نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول , صحيح نيست                                                                     

 اگر طلبكار ذمه ضامن را از تمام طلب خود برى كند, ضامن نمى تواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر از مقدارى برى كند, نمى تواند آن مقدار رامطالبه نمايد                                                  

                                                

 

 اگـر انـسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد, نمى تواند از ضامن شدن خود برگردد                                               .

 

 ضامن وطلبكار مى توانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را بهم بزنند                                       

 هرگاه انسان در موقع ضامن شدن , بتواند طلب طلبكار را بدهداگرچه بعد فقير شـود, طـلـبـكار نمى تواند ضامن بودن او را بهم بزند وطلب خود را ازبدهكار اول مطالبه نمايد و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهدولى طلبكار بداند وبه ضامن شدن او راضى شود                                                                                                             

 اگر انسان در موقعى كه ضامن مى شود, نتواند طلب طلبكار را بدهدوطلبكار در آنـوقـت نـداند وبعد ملتفت شود, مى تواند ضامن بودن او را بهم بزند واگر پيش از آن كه طلبكار ملتفت شود, ضامن قدرت پيدا كرده باشد احتياط لازم اين است كه طلبكار ضمانت را بهم نزند                                                                                                                                                            

 اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد,نمى تواند چيزى از او بگيرد                                                                                                                 

 اگركسى بااجازه بدهكارضامن شودكه بدهى اورابدهد, مى تواندمقدارى راكه ضامن شده پس از پرداخت آن از او مطالبه نمايد, ولى اگر بجاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او بدهد, نمى تواند چيزى را كه داده از اومطالبه نمايد مثلا اگرده من گندم بدهكار باشد وضامن , ده من برنج بدهد, نمى تواندبرنج را از او مطالبه نمايد, اما اگرخودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد                                                             .

 

 

آداب کسب و کار در اسلام

احكام عمومی درامدها

 شـخص كاسب سزاوار است احكام خريد و فروش در موارد محل ابتلاء را ياد بگيرد , بلكه چنانچه به واسـطه ياد نگرفتن در معرض مخالفت حكم الزامى باشد , ياد گرفتن لازم است , و از حضرت صادق عليه الـسـلام روايت شده : كسى كه مى خواهد خريد و فروش كند , بايد احكام آن را ياد بگيرد و اگر پيش از ياد گرفتن احكام آن , خريد و فروش كند , به واسطه معامله هاى باطل و شبهه ناك به هلاكت مى افتد.
 اگـر انـسـان براى ندانستن مساله اى نداند معامله اى كه كرده صحيح است يا باطل , نمى تواند در مـالـى كـه گرفته تصرف نمايد , مگر آن كه بداند طرف راضى به تصرف در آن است هر چند معامله باطل باشد.
 كـسـى كـه مـال نـدارد و مـخـارجى بر او واجب است مثل خرج زن و بچه , بايد كسب كند و براى كارهاى مستحب مانند وسعت دادن به عيالات و دستگيرى از فقرا , كسب كردن مستحب است
           .

( مستحبات خريد و فروش ).

- چند چيز در خريد و فروش مستحب شمرده شده است : اول آن كه در قيمت جنس بين مشتريها فرق نگذارد.مگر به لحاظ فقر و مانند آن .
دوم آن كه در قيمت جنس سخت گيرى نكند , مگر آن كه در معرض غبن باشد.
سوم آن كه چيزى را كه مى فروشد زيادتر بدهد و آنچه را كه مى خرد كمتر بگيرد.
چهارم آن كه كسى كه با او معامله كرده , اگر پشيمان شود و از او تقاضا كند كه معامله را بهم بزند , براى بهم زدن معامله حاضر شود.


( معاملات مكروه ).

- عـمـده مـعـامـلاتى كه مكروه شمرده شده از اين قرار است :

 اول فروش زمين , مگر اين كه زمين ديگرى با پول آن بخرد.

دوم قصابى              .
سوم آن كه كار خود را كفن فروشى قرار دهد.

چهارم معامله با مردمانى كه پرورش سالم نشده اند.
پنجم معامله بين اذان صبح و اول آفتاب .
ششم آن كه كار خود را خريد و فروش گندم و جو و مانند اينها قرار دهد.
هفتم آن كه براى خريدن جنسى كه مسلمان ديگرى مى خواهد بخرد داخل معامله او شود.

( معاملات حرام ).

- معاملات حرام بسيار است از آن جمله اين موارد است :

 اول خريد و فروش مشروبات مسكر , و سگ غير شكارى و خوك و هم چنين مردار نجس بنابر احتياط , و در غير اينها در صورتى كه بشود از عين نجس استفاده حلال نمود , مثلا غايط را كود نمايند خريد و فروش جايز است , اگر چه احتياط در ترك است .                                                     
دوم خريد و فروش مال غصبى .
                                                                             

  سـوم بـنـابـر احـتـياط خريد و فروش چيزى كه نزد مردم مال نيست مثل حيوانات درنده , در صورتى كه منفعت محلله قابل توجهى نداشته باشند.                                                              
چهارم معامله چيزى كه منافع معمولى آن فقط كار حرام باشد.
مانند اسباب قمار.
پنجم معامله اى كه در آن ربا باشد.
شـشـم مـعامله اى كه در آن غش باشد مثل فروش جنسى كه با چيز ديگر مخلوط است , در صورتى كه آن چيز معلوم نباشد و فروشنده هم به خريدار نگويد , مثل فروختن روغنى كه آن را با پيه مخلوط كرده است , پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه وآله فرموده اند از ما نيست كسى كه در معامله با مسلمانان غش كند , يا به آنان ضرر بزند يا تقلب و حيله نمايد و هر كه با برادر مسلمان خود غش كند , خداوند بركت روزى او را مى برد و راه معاش او را مى بندد و او را به خودش واگذار مى كند.
 - فـروختن چيز پاكى كه نجس شده و آب كشيدن آن ممكن است , اشكال ندارد , و هم چنين است , اگر آب كشيدن آن ممكن نباشد , ولى منافع محلله متعارفه اش توقف بر پاك بودنش نداشته باشد - مانند بعضى از روغنها - بلكه اگر توقف هم داشته باشد چنانچه منفعت محلله قابل توجهى داشته باشد , باز هم فروختنش جايز است .
 - اگـر كـسـى بـخواهد چيزى را كه نجس است , بفروشد بايد نجس بودن آن را به خريدار بگويد در صورتى كه اگر نگويد خريدار در معرض مخالفت تكليف الزامى قرار مى گيرد , مثل اين كه آب نجس را در وضـو و يـا غسل به كار مى برد و با آن نماز واجبش را مى خواند , و يا از آن چيز نجس در خوردن و آشاميدن اسـتفاده مى كند , البته اگر بداند كه گفتن به او فايده اى ندارد , چون مثلا آدم لاابالى است كه نجاست و طهارت را رعايت نمى كند , لازم نيست به او بگويد.
- خـريـد و فروش دواهاى نجس خوردنى و غير خوردنى اگر چه جايز است ولى بايد نجاستش را در صورتى كه در مساله پيش گفته شد به مشترى بگويند.
 - خـريـد و فروش روغن هايى كه از ممالك غير اسلامى مى آورند , اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد اشكال ندارد.
روغـنـى را كـه از حـيـوان بـعد از جان دادن آن مى گيرند , چنانچه از دست كافر بگيرند يا از ممالك غير اسلامى بياورند , در صورتى كه احتمال آن برود كه از حيوانى است كه به دستور شرع كشته شده اگر چه پاك و خريد و فروش آن جايز است ولى خوردنش حرام و بر فروشنده لازم است كيفيت را به خريدار بگويد , در صورتى كه اگر نگويد , خريدار در معرض مخالفت تكليف الزامى قرار داشته باشد ,                 

 - اگر روباه و مانند آن را به غير دستورى كه در شرع معين شده كشته باشند , يا خودش مرده باشد , خريد و فروش پوست آن بنابر احتياط جايز نيست .
- چرمى كه از ممالك غير اسلامى مى آورند , يا از دست كافر گرفته مى شود , در صورتى كه احتمال بـرود از حـيـوانى است كه به دستور شرع كشته شده خريد و فروش آن جايز است , و هم چنين نماز در آن بنابر اقوى صحيح مى باشد.
 - روغنى كه از حيوان بعد از جان دادنش گرفته شده يا چرمى كه از دست مسلمان گرفته شود , و انـسـان بـداند كه آن مسلمان آن را از دست كافر گرفته و تحقيق نكرده كه از حيوانى است كه به دستور شرع كشته شده يا نه , هر چند محكوم به طهارت است و خريد و فروشش جايز است ولى خوردن آن روغن جايز نيست .

 - مشروبات مسكر معامله آنها حرام و باطل است .
 - فروختن مال غصبى باطل است , و فروشنده بايد پولى را كه از خريدار گرفته به او برگرداند.
 - اگـر خريدار جدا قاصد معامله است ولى قصدش اين باشد كه پول جنسى را كه مى خرد ندهد اين قصد به صحت معامله ضرر ندارد , و لازم است پول آن را به فروشند باشد

- اگر خريدار بخواهد پول جنسى را كه به ذمه خريده , بعدا از مال حرام بدهد , معامله صحيح است .
ولى بايد مقدارى را كه بدهكار است از مال حلال بدهد تا اين كه ذمه اش برى گردد.
 - خـريد و فروش آلات لهو حرام مثل تار و ساز جايز نيست و بنابر احتياط سازهاى كوچك كه بازيچه بـچـه هـا اسـت نـيـز آن حـكم را دارد , و اما آلات مشتركه مثل راديو و ضبظ صوت در صورتى كه به قصد استعمال در حرام نباشد خريد و فروش آن مانعى ندارد.
 - اگـر چيزى را كه مى شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد اين بفروشد كه آن را در حرام مصرف كـنـند , مثلا انگور را به اين قصد بفروشد كه از آن شراب تهيه نمايند , معامله آن حرام , بلكه بنابر احتياط باطل است .
ولـى اگـر به اين قصد نفروشد و فقط بداند كه مشترى از انگور شراب تهيه خواهد كرد ظاهر اين است كه معامله اشكال ندارد.
 - ساختن مجسمه جاندار مطلقا بنابر احتياط حرام است ولى خريد و فروش آن مانعى ندارد اگر چه احوط ترك است و اما نقاشى جاندار بنابر اقوى جايز است .
 - خـريـدن چـيزى كه از قمار , يا دزدى , يا از معامله باطل تهيه شده حرام است , و اگر كسى آن را بخرد , و از فروشنده بگيرد , بايد به صاحب اصليش برگرداند.
 - اگـر روغـنـى را كـه با پيه مخلوط است بفروشد , چنانچه آن را معين كند مثلا بگويد اين يك من روغـن را مـى فـروشم , در صورتى كه مقدار پيه در آن زياد باشد , به طورى كه آن را روغن نگويند معامله باطل است , و اگر مقدار پيه كم باشد , به طورى كه آن را روغن مخلوط با پيه بگويند معامله صحيح است , ولـى مـشترى خيار عيب دارد و مى تواند معامله را بهم بزند , و پول خود را پس بگيرد , و اما اگر روغن از پـيـه مـتمايز باشد , معامله به مقدار پيهى كه در آن است باطل مى باشد , و پولى كه فروشنده براى پيه آن گـرفـتـه مال مشترى و پيه مال فروشنده است , و مشترى مى تواند معامله روغن خالصى را هم كه در آن اسـت بـهم بزند , ولى اگر آن را معين نكند , بلكه يك من روغن در ذمه بفروشد , بعد روغنى كه پيه دارد بدهد , مشترى مى تواند آن روغن را پس بدهد و روغن خالص را مطالبه نمايد.
 - اگـر مـقدارى از جنسى را كه با وزن يا پيمانه مى فروشند , به زيادتر از همان جنس بفروشد , مثلا يـك مـن گـندم را به يك من و نيم گندم بفروشد , ربا و حرام است , بلكه اگر يكى از دو جنس , سالم و ديـگـرى مـعـيـوب يـا جنس يكى خوب و جنس ديگرى بد باشد , يا با يكديگر تفاوت قيمت داشته باشند , چـنـانـچـه بيشتر از مقدارى كه مى دهد بگيرد , باز هم ربا و حرام است , پس اگر مس درست را بدهد , و بيشتر از آن مس شكسته بگيرد , يا برنج صدرى را بدهد و بيشتر از آن برنج گرده بگيرد يا طلاى ساخته را بدهد و بيشتر از آن طلاى نساخته بگيرد , ربا و حرام مى باشد.
 - اگـر چـيزى را كه اضافه مى گيرد , غير از جنسى باشد كه مى فروشد , مثلا يك من گندم به يك مـن گندم و يك قران پول بفروشد , باز هم ربا و حرام است بلكه اگر چيزى زيادتر نگيرد , ولى شرط كند كه خريدار عملى براى او انجام دهد ربا و حرام مى باشد.
 - اگـر كـسى كه مقدار كمتر را مى دهد چيزى علاوه كند , مثلا يك من گندم و يك دستمال را به يك من و نيم گندم بفروشد , اشكال ندارد , در صورتى كه قصدشان آن باشد كه دستمال در مقابل مقدار زيادى باشد و معامله هم نقدى باشد و هم چنين اگر از هر دو طرف چيزى زياد كنند , مثلا يك من گندم و يك دستمال را به يك من و نيم گندم و يك دستمال بفروشد , چنانچه قصدشان آن باشد كه دستمال و نيم من گندم در طرف اول در مقابل دستمال در طرف دوم باشد اشكال ندارد.
 - اگـر چـيـزى را كـه مثل پارچه با متر و ذرع مى فروشند , يا چيزى را كه مثل گردو و تخم مرغ با شماره معامله مى كنند , بفروشد و زيادتر بگيرد , اشكال ندارد - مگر در صورتى كه هر دو از يك جنس بوده و مـعـامـلـه با مدت باشد , كه صحت آن در اين صورت محل اشكال است , مثل اين كه ده دانه گردو نقدا بدهد كه دوازده دانه گردو پس از يك ماه بگيرد - و از اين قبيل است فروختن اسكناس , پس مانعى ندارد كـه مثلا تومان را به جنس ديگر از اسكناس مثل دينار يا دولار نقدا يا با مدت بفروشد , ولى اگر بخواهد به جـنـس خـودش بفروشد و زيادتر بگيرد , نبايد معامله با مدت باشد , و گرنه صحت آن محل اشكال است , مثل اين كه صد تومان نقدا بدهد كه صد و ده تومان بعد از شش ماه بگيرد.
 - جـنـسـى را كه در غالب شهرها با وزن , يا پيمانه مى فروشند و در بعضى از شهرها با شماره معامله مى كنند , بنابر اقوى جايز است كه آن جنس را به زيادتر در شهرى كه با شماره معامله مى كنند بفروشد , و هـم چـنين در صورتى كه شهرها مختلف باشند , و چنين غلبه اى در بين نباشد , حكم آن در هر شهرى بر طبق معمول آن شهر است .
 - در چـيـزهـايى كه با وزن يا پيمانه فروخته مى شوند , اگر چيزى را كه مى فروشد , و عوضى را كه مـى گـيـرد , از يك جنس نباشد , و معامله نقدى باشد , زيادى گرفتن اشكال ندارد , ولى اگر معامله با مدت باشد , محل اشكال است , پس اگر يك من برنج را به دو من گندم تا يك ماه بفروشد , صحت معامله خالى از اشكال نيست .

 - اگـر مـيـوه رسـيده را با ميوه نارس آن معامله كند , نمى تواند زيادى بگيرد , و مشهور فرموده اند جنسى را كه مى فروشد , و عوضى را كه مى گيرد , اگر از يك چيز عمل آمده باشد , بايد در معامله زيادى نگيرد , مثلا اگر يك من روغن گاو بفروشد و در عوض آن يك من و نيم پنير گاو بگيرد , ربا و حرام است ولى كليت اين حكم محل اشكال است .
 - جو و گندم در ربا يك جنس حساب مى شود , پس اگر مثلا يك من گندم بدهد و يك من و پنج سير جو بگيرد.
ربا و حرام است و نيز اگر مثلا ده من جو بخرد كه سر خرمن ده من گندم بدهد , چون جو را نقد گرفته و بعد از مدتى گندم را مى دهد , مثل آن است كه زيادى گرفته و حرام مى باشد.
 - پـدر و فـرزند و زن و شوهر مى توانند از يكديگر ربا بگيرند , و هم چنين مسلمان مى تواند از كافرى كه در پناه اسلام نيست ربا بگيرد , ولى معامله ربا با كافرى كه در پناه اسلام هست حرام است , البته پس از انجام معامله اگر ربا دادن در شريعت او جايز باشد , مى تواند از او ربا بگيرد

آیین کسب و کار در اسلام

احكام صلح

 عقد (صلح) يعنى: انسان با ديگرى سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او نمايد، يا از طلب و يا حق خود بگذرد، كه او نيز در مقابل، مقدارى از مال، يا منفعت مال خود را به او واگذار نمايد، يا از طلب و يا حقّى كه دارد بگذرد، بلكه اگر بدون گرفتن عوض مقدارى از مال، يا منفعت مال خود را به كسى واگذار كند، يا از طلب و يا حق خود بگذرد، صلح صحيح است.

1 دو نفرى كه چيزى را با يكديگر صلح مىكنند، بايد بالغ و عاقل باشند، كسى آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند.

2 لازم نيست، صيغه صلح به زبان عربى خوانده شود، بلكه با هر لفظى كه بفهماند باهم صلح و سازش كرده اند، صحيح است.

3 اگر كسى گوسفندهاى خود را به چوپان بدهد، كه مثلاً يك سال نگهدارى كند و از شير آن استفاده نمايد و مقدارى روغن بدهد، چنانچه شير گوسفند را در مقابل زحمتهاى چوپان و آن روغن صلح كند صحيح است، ولى اگر گوسفند را يك ساله به چوپان اجاره دهد كه از شير آن استفاده كند و در عوض، مقدارى روغن بدهد، اشكال دارد.

4 اگر كسى بخواهد طلب يا حق خود را، با ديگرى صلح كند، در صورتى صحيح است كه او قبول نمايد، ولى اگر بخواهد از طلب يا حق خود بگذرد، بنا بر مشهور قبول كردن او لازم نيست.

5 اگر انسان مقدار بدهى خود را بداند ولى طلبكار نداند، چنانچه طلبكار، طلب خود را به كمتر از مقدارى كه هست صلح كند، مثلاً پنجاه تومان طلبكار باشد و طلب خود را به ده تومان صلح نمايد، زيادى آن براى بدهكار حلال نيست، مگر مقدار بدهى خود را به او بگويد و او را راضى كند، يا طورى باشد كه اگر مقدار طلب خود را مىدانست، باز هم به آن مقدار صلح مىكرد.

6 اگر بخواهند دو چيزى كه از يك جنس است و وزن آنها معلوم مىباشد به يكديگر صلح كنند، بنا بر احتياط وزن يكى بيشتر از ديگرى نباشد، ولى اگر وزن آنها معلوم نباشد، اگرچه احتمال دهند و زن يكى بيشتر از ديگرى است صلح صحيح است.

 7اگر دو نفر از يك نفر طلبكار باشند، يا دو نفر از دو نفر ديگر طلبكار باشند و بخواهند طلبهاى خود را با يكديگر صلح كنند، چنانچه طلب آنان از يك جنس است و وزن آنها يكى باشد، مثلاً هردو ده من گندم طلبكار باشند، مصالحه آنان صحيح است و همچنين اگر جنس طلب آنان يكى نباشد، مثلاً يكى ده من برنج و ديگرى دوازده من گندم طلبكار باشد، صلح صحيح است، ولى اگر طلب آنان از يك جنس بوده و چيزى باشد كه معمولا با وزن يا پيمانه آن را معامله مىكنند، در صورتى كه وزن يا پيمانه آنها مساوى نباشد، مصالحه آنان بنا بر احتياط اشكال دارد.

8 اگر از كسى طلبى دارد كه بايد بعد از مدتى بگيرد، چنانچه طلب خود را، به مقدار كمترى صلح كند و مقصودش اين باشد كه از مقدارى از طلب خود گذشته و بقيه را نقد بگيرد، اشكال ندارد.

9 اگر دو نفر چيزى را باهم صلح كنند، با رضايت يكديگر مىتوانند صلح را برهم بزنند و نيز اگر در ضمن معامله، براى هردو يا يكى از آنان، حق برهم زدن معامله را قرار داده باشند، در اين صورت كسى كه آن حق را دارد، مىتواند صلح را برهم بزند.

10 تا وقتى خريدار و فروشنده، از مجلس معامله متفرّق نشده اند، مىتوانند معامله را برهم بزنند و نيز اگر مشترى حيوانى را بخرد، تا سه روز، حق برهم زدن معامله را دارد و همچنين اگر پول جنسى را كه نقد خريده، تا سه روز ندهد و جنس را تحويل نگيرد، فروشنده مىتواند معامله را برهم بزند، ولى كسى كه مالى را صلح مىكند، در اين سه صورت، حق برهم زدن صلح را ندارد، اما در هشت صورت ديگر كه در احكام خريد و فروش گفته شد، مىتواند صلح را برهم بزند.

11 اگر چيزى را كه با صلح گرفته معيوب باشد، مىتواند صلح را برهم بزند، ولى اگر بخواهد تفاوت قيمت صحيح و معيوب را بگيرد اشكال دارد، مگر با رضايت طرفين.

12 هرگاه مال خود را با كسى، صلح نمايد و با او شرط كند اگر بعد از مرگ وارثى نداشتيم، بايد چيزى را كه با تو صلح كردم وقف كنى و او قبول كند، عمل به اين شرط لازم است.

 

نمونه سوال امتحانی

  نمونه سوالات در خصوص چیدمان در غرفه  یک فروشگاه ا

1-   شرایط عرضه کالای موفقیت آمیز را نام ببرید. الف) سهولت رفت و آمد مشتری به تمام قسمتهای فروشگاه  ب) امکان مشاهده نزدیک کالا  ج) امکان لمس و معاینه کالا  د) امکان مقایسه کالاهای مشابه

2-   عوامل ایجاد انگیزه خرید در مشتری چیست؟ تمیزی و پاکیزگی محوطه فروشگاه – تعویض دایمی کالاها بخصوص کالاهای فصلی – مشخص نمودن کالاهایی که فروشگاه مایل است فروش بهتری داشته باشند – رنگ مناسب و دلنشین – نور مناسب و قابل کنترل – جذابیت و زیبایی نمایش کالا – عاری بودن کالا از گرد و غبار – وجود برچسب قیمت روی کالا

3-   جایگاه طراحی و چیدمان فروشگاه در بازاریابی را توضیح دهید. چیدمان در فروشگاه به منزله دسترسی سهل و آسان مشتری به کالا در فضایی مناسب و جذاب می باشد. در این خصوص سه عامل مهم است: سامان دهی گروه کالایی بر اساس وجوه مشترک – پهنه بندی فضای فروشگاه برای کالاها – اصل چیدمان کالا از طریق اجرای اصل پهن بندی امکانپذیر است

4-   انواع چیدمان فروشگاه را نام ببرید. چیدمان عمومی: بر نحوه استقرار کالا تحت مدیریت فروشگاه دلالت دارد. – چیدمان خاص: بر نحوه استقرار کالا بنابر توافق فروشگاه و صاحب کالا می باشد.

5-   ایجاد مزیت رقابتی بادوام چیست؟ عامل نهایی در استراتژی فروشگاهی، رویکرد فروشگاهها به ایجاد مزیت رقابتی بادوام است و در دراز مدت پایدار می باشد. فرصتهای مهم برای ایجاد این مزیت: وفاداری مشتری – موقعیت و مکان فروشگاه – ارتباط با تامین کنندگان – کارکنان متعهد و موثر – کارکردهای اجرایی کم هزینه.

6-   5 فرصت مهم برای فروشگاه جهت ایجاد و توسعه مزیت رقابتی بادوام کدامند؟ 1. وفاداری مشتری 2. موقعیت مکانی فروشگاه 3. ارتباط با تامین کنندگان کالا 4. کارکنان متعهد و موثر 5. کارکردهای اجرایی کم هزینه

7-     اثرات روانی طراحی فضای فروشگاه را توضیح دهید. می تواند آثار مثبت و یا منفی داشته باشد.

8-   آنچه باعث آسایش مشتریان می شود چیست؟ عبارتند از: توجه به زیبایی ساختمان – سهولت عبور و مرور – ارتباط منطقی بین فضاها – دسترسی آسان به کالا – نورپردازی – تهویه مناسب

9-   اهمیت سهولت دسترسی مشتری به کالا را شرح دهید. وقتی کالا به سهولت در دسترس مشتریان باشد او می تواند در کالا ارزش مورد نظر خود را به راحتی پیدا کرده و ارزش مورد نظر منجر به رضایت مشتری و در نتیجه ایجاد مشتریان وفادار و مستمر برای خود خواهیم شد.

10- معیارهای ارزشیابی فروشگاه را نام ببرید. موقعیت فروشگاه – موقعیت جغرافیایی – موقعیت فرهنگی و اقتصادی – نمای ورودی و محوطه اطراف فروشگاه – سطح فروش – وضعیت انبار – وضعیت سردخانه - تبلیغات و اطلاع رسانی – ویژگیهای کارکنان.

11- جاذبه کالا و انواع آن را توضیح دهید. هر کالا یک جاذبه است . اگر کالایی نتواند به عنوان یک جاذبه مطرح شود فروش آن مشکل خواهد بود. کالاها دارای از نظر جاذبه دارای 4 رتبه هستند. رتبه اول: شدیدا تابع فصل هستند – به آسانی به فروش می روند – در زمره کالاهای اصلی هستند – دارای مصرف مکرر می باشند. رتبه دوم: تابع فصلند – فروشگاه خرید آنرا توصیه می کند – به آسانی به فروش می رسند – از تکنولوژی پیچیده ای برخوردارند – دارای ظاهری فریبنده هستند. رتبه سوم: از تولیدات همان عرضه کننده اند – تابع فصلند – دارای حجم زیاد مصرفند – دارای قیمت استٍنایی هستند. رتبه چهارم: به صورت فله عرضه می شوند – مهم نیستند وگرنه با علامت مشخص می شوند – برای فروش آنها از تابلو و علایم استفاده می شود.

12- استقرار مناسب قفسه ها در فروشگاههای بزرگ و انواع آنرا به همراه مزایا و معایب آن شرح دهید. به دو شیوه امکانپذیر است  الف) چنانچه امتداد دربهای ورودی و خروجی عمود برهم باشند: 1. قفسه ها در راستای صندوق باشد، مزایا: مشتری با حرکت در مسیر صندوق قادر به دیدن تمام کالاها خواهد بود – کالاها در بیشترین مسیر حرکت مشتری مانعی برای دیده نشدن ندارند. معایب: مشتری در زمان ورود به سطح با یک مانع دید مواجه می شود. 2. اگر استقرار قفسه ها در راستای درب ورودی باشد: مزایا: در هنگام ورود به سطح فروش نحوه استقرار و مکان کالاها اکثرا قابل تشخیص می باشد. معایب: در هنگام حرکت در مسیر موازی با استقرار صندوقها با یک مانع دید بزرگ مواجه می شود. 3. اگر استقرار قفسه ها با زاویه 45 درجه باشد. با این روش مشتری به محض ورود به سطح فروش کمترین زمان را برای پیدا کردن کالای مورد نظر خود صرف می کند.   ب) چنانچه دربهای ورودی و خروجی در یک راستا باشند. قفسه ها باید در امتداد صندوقها یعنی در راستای درب باشد.

13- نحوه استقرار قفسه ها را شرح دهید.از نظر تمرکز فکر، رویت انواع، مقایسه و حق انتخاب مشتری بسیار مهم می باشد. روش صحیح آن است که در دوطرف راهرو کالاهای یک گروه به نمایش درآیند.

14- نحوه صحیح چیدمان کالاها در قفسه ها را شرح دهید. باید بنحوی باشد که قبل از گردش به چپ و راست کالاهای ضلع بعدی مشخص باشند و انگیزه ای برای دیدن کالاهای دیگر ایجاد کند.

15- 10 اصل که باید در سطح فروش و چیدمان رعایت گردند کدامند؟ 1. سهولت تردد مشتری در فروشگاه 2. امکان مشاهده نزدیک کالا 3. امکان لمس برخی کالاها 4. امکان مقایسه کالاهای مشابه 5. کالاهای فصلی بر اساس کشش فروش باید در موقعیت مناسب قرار گیرند 6. راهرو اصلی از درب فروشگاه به تمام نقاط آن امتداد یابد 7. راهرو اصلی به اندازه کافی وسیع باشد 8. از راهرو اصلی باید بیشترین بهره را برده و ویترین کالا مشاهده شود 9. تمام زوایای مشتری با چیدمان کالا تکمیل گردد 10 کالاهای اصلی و پر فروش در راهروی اصلی چیده شود.

16- رمز موفقیت در عرضه یا نمایش کالا چیست؟ 1. انتخاب صحیح کالا از دیدگاه نیاز مشتری 2. نمایش حجم زیادی از یک کالا 3. نمایش جهات و ابعاد مختلف کالا 4. انتخاب صحیح محل نمایش 5. سهولت در مشاهده 6. سهولت در مقایسه 7. سهولت در جابجایی  8. سهولت در انتخاب

17- بخش تجهیزات شامل چه وسایلی است؟ 1. قفسه ها 2. گاری 3. سبدهای خرید 4. یخچالهای سطح فروش 5. چک اوت ها 6. استندها

18- اهمیت کنترلموجودی کالا را شرح دهید. مایه حیات و بقای فروشگاه موجودی کالاست.  در فروشگاههای بزرگ 30 تا 50 درصد دارایی را موجودی کالا تشکیل می دهد. گردش موجودی کالا به منظور ارزیابی، اثربخشی، مدیریت و بهره وری از سرمایه در فروشگاه مورد استفاده قرار می گیرد. گردش موجودی کالا سیکل گردش از زمان تحویل تا فروش به مشتری را نشان می دهد که سالیانه برآورد می شود.

19- استراتژیهای ضد سرقت در فروشگاهها را نام برده یکی را توضیح دهید. 1. نگرش مدیریتی 2. آموزش پرسنل در کلیه سطوح 3. معماری داخلی و محیط پیرامون فروشگاه 4. نصب تجهیزات نظارتی و کنترلی.

20- 10 مورد از نکات کنترلی و نظارتی در فروشگاه را توضیح دهید. 1. عدم مغایرت تعداد اجناس ثبت شده در فاکتور با مقدار تحویلی 2. عدم مغایرت در نوع جنس تحویلی با شرح کالا و بارکد در فاکتور 3. کنترل تعداد اجناس در کارتن ها در هنگام تحویل 4. عدم وجود قلم خوردگی و تغییر اعداد بر روی فاکتور 5. مراقبت در انتقال صحیح کالا به انبار 6. مکانیزه کردن انبار، چیدمان مناسب و طبقه بندی کالا در انبار 7. رسید و تحویل کالاها  و پذیرش مسوولیت آن توسط انباردار 8. عدم صدور حواله کلی کالاها به سطح فروش 9. عدم انتقال کالا از انبار به سطح فروش بدون حواله 10. جلوگیری از فروش کالاهای بدون موجودی

21- عوامل زیان آور در محیط کار را توضیح دهید. فیزیکی – شیمیایی – آرگونومیکی – بیولوژیکی – روانی - مکانیکی

 

چگونه یک گزارش تحقیقی تهیه کنیم ؟

 

اجزاي تشكيل دهنده  یک طرح تحقيق

   در ابتدا به طور بسيار خلاصه به اين مطلب اشاره مي‌‌كنم كه هر نوع تحقيق داراي يك طرح تحقيق ضمني است. به ساده‌ترين شكل، طرح يعني وجود يك سلسله مراحل منطقي كه داده‌هاي آزمايشي را به پرسش‌هاي نخستين تحقيق مرتبط مي‌سازدو سرانجام آن را به نتايج و دستاوردهايش متصل مي‌كند. به زبان غير‌فني چنين مي‌گويند كه طرح تحقيق، يك برنامه عملي براي رفتن از «اينجا» به «آن‌جا» است.كه واژه«اينجا» پرسشهاي نخستين و واژه «آنجا» پاسخ‌هاي اين يرسشها است.

از ديدگاه تحقيق موردي يك طرح تحقيق موردی داراي پنج ركن اصلي است. آن ها عبارتند از :

اول) پرسش‌هاي تحقيق.

دوم) موضوع يا پيشنهاد‌هاي تحقيق.

سوم) واحدهايي را كه بايد تجزيه و تحليل كرد.

چهارم) منطقي كه داده‌ها را به فرضيه يا موضوع تحقيق وصل مي‌كند.

پنجم) شاخص‌هايي كه بر اساس آن بايد دست‌آورد‌ها را تفسير كرد.

1-پرسش‌هاي تحقيق: روش تحقيق موردي، مناسب پرسش‌هايي است كه با كلمه‌‌هاي «چگونه و چرا» شروع مي‌شوند. بنابراين نخستين كار اين است كه به صورتي دقيق ماهيت پرسش‌هاي تحقيق را از اين نظر مشخص كنيم.

2--قضيه يا موضوع تحقيق: در تحقيق موردي، پرسش‌هاي تحقيق، مشخص نمي‌كنند كه درباره چه چيزي بايد تحقيق كرد. اگر پژوهشگر مجبور باشد موضوع يا قضيه را بيان كند، مي‌توان گفت كه در مسير درست گام نهاده. براي مثال در پاسخ به اين سؤال كه: چگونه و چرا سازمان‌ها با هم همكاري مي‌كنند؟ مي‌توان چنين گفت كه : سازمان‌ها از آن حهت با هم همكاري مي‌كنند كه منافع مشترك به دست آورند، يا اينكه منافع مشترك آن‌ها در آن نهفته است. يك چنين قضيه يا موضوعي علاوه بر آن‌كه بازتابي از مسئله‌اي تئوريك يا نظري مهم است، مي‌تواند نقطه آغاز كار باشد و به پژوهشگر بگويد كه در كجا به دنبال مدارك و شواهد ذي ربط باشد.

3-واحد تجزيه و تحليل: اين ركن به ارائه طرح تحقيق مربوط مي‌شود. براي مثال در يك تحقيق موردي كلاسيك، «قضيه يا مورد» تحقيق مي‌تواند يك فرد باشد، مثل بيماري كه در بيمارستان بستري است، يا دانشجويي كه روي او تحقيق مي‌شود، يا گروه خاصي از رهبران سازمان‌ها، در يك چنين وضعي، فرد واحد اصلي تجزيه و تحليل است كه مورد تحقيق قرار مي‌گيرد. هر قدر موضوع، مشخص‌تر باشد انجام تحقيق امكان پذير‌تر است.«مورد» تحقيق مي‌تواند يك رويداد يا يك واحد سازماني باشد كه نمي توان به صورتي دقيق، آن را تعريف كرد. و اين مشكل را با خود به همراه داشته باشد كه آغاز و پايان هيچ نقطه‌اي به صورتي دقيق تعيين نشده است. به عنوان يك قانون كلي، مشخص كردن واحد تجزيه وتحليل به شيوه‌اي بستگي دارد كه پرسش‌هاي نخستين تحقيق به تعريف در مي‌آيند. براي مثال شما مي‌خواهيد در اين‌باره تحقيق كنيد كه: هنگامي كه ماليات‌هاي دولت مركزي كاهش مي‌يابد، يك سازمان چگونه مي‌تواند بهره‌وري خود را بالا ببرد؟ واحد تجزيه و تحليل ( قضيه اصلي ) سازماني است كه مي‌خواهيد روي آن تحقيق كنيد.

4- مرتبط ساختن داده‌ها با موضوع

5- شاخص‌‌هاي براي تفسير دستاوردها: اين دو ركن چهارم و پنجم شامل گام‌هايي است كه در تحقيق موردي بايد براي تجزيه و تحليل داده‌ها برداشت،

 

و اما در مورد پرسش‌هاي تحقيق موردي، بايد بگوييم كه پرسش‌ها هسته اصلي تحقيق موردي را نشان مي‌دهند. و داراي دو ويژگي عمده هستند: 

1-               پرسش‌ها براي پژوهشگر مطرح هستند نه مخاطب. در واقع پرسش‌ها مشخص مي‌كنند كه پژوهشگر چه اطلاعاتي را بايد جمع‌آوري كند و او را در مسير اصلي جمع‌آوري اطلاعات و داده‌ها قرار مي‌دهد.

2-               هر پرسش با فهرستي از منابع و مدارك احتمالي همراه است شامل مصاحبه‌هاي فردي، مشاهده اسناد و مدارك خاص.( ك ين،1376، ص32-42)

- تهيه گزارش تحقيق موردي

در بيشتر تحيقات موردي، شيوه تهيه گزارش تحقيق ناديده انگاشته مي‌شود. معمولاً پژوهشگران تا پايان جمع‌آوري داده‌ها به فكر تهيه گزارش نمي‌افتند. گزارش‌هاي مربوط به تحقيق موردي نمي‌توانند داراي شكل هماهنگ باشند. تهيه گزارش خلاصه‌اي از تحقيق موردي بخش مهمي از دستور كار تحقيق موردي را تشكيل مي‌دهد. و اين گزارش بايد به شيوه‌اي باشد كه موجب تسهيل جمع‌آوري داده‌هاي ذي‌ربط شودو اين امكان را به وجود‌ آورد كه پژوهشگر مجبور نباشد پيوسته براي موارد خاص( كه پس از آن لازم مي‌آيد) به محل تحقيق موردي مراجعه نمايد. البته وجود اين گزارش نبايد چنين تعبير شود كه پژوهشگر بايد به هنگام اجراي تحقيق موردي گام‌هاي بسيار دقيق و مشخصي بردارد. در واقع طرح تحقيق موردي احتمالاً پس از جمع‌آوري داده‌ها تغيير مي‌كند و پژوهشگران بايد همواره داراي اين انعطاف‌پذيري باشند. اگر اين ويژگي، يعني انعطاف‌پذيري را، بدون يكسونگري و به شيوه‌اي صحيح به اجرا در‌آورند، مزاياي اصلي و عمده استراتژي تحقيق موردي افزايش مي‌يابد.

 تحقيق محوري

آخرين مرحله تدارك ديدن براي جمع‌آوري داده‌ها، انجام يك تحقيق محور است كه به پژوهشگران كمك مي‌كند تا برنامه‌هاي مربوط به جمع‌آوري داده‌ها را اصلاح كنند. تحقيق محوري بيشتر جنبه شكلي دارد، و به پژوهشگر كمك مي كند تا پرسش‌هاي ذي‌ربط را تهيه كرده و مطرح نمايد. تحقيق موردي مي‌تواند داراي اهميت زيادي باشد، به گونه‌اي كه بيشتر منايع موجود را به اين بخش از تحقيق اختصاص داد.

بحث‌هاي فرعي كه در اين زمينه بايد ارائه كرد عبارتند از:

اول)گزينش تحقيق محوري

دوم) ماهيت پژوهش در تحقيق محوري

سوم) ماهيت گزارش‌هايي كه در تحقيق محوري ارائه مي‌شود.

1- گزينش تحقيق محوري: در اين قسمت مسأله نزديك بودن محل و منطقه جغرافيايي و مسائلي كه مي‌تواند كار را ساده نمايد مورد توجه قرار مي‌گيرد. اين امر باعث مي‌شود كه بين مصاحبه‌شوندگان و پژوهشگر تحقيق موردي رابطه‌اي مستحكم و بدون ساختاري مشخص برقرار شود.

2- ماهيت پژوهش در تحقيق محوري: پژوهش در اين مرحله مي‌تواند هم جنبه محتوايي داشته باشد و هم به شيوه اجرايي توجه كند. از نظر محتوايي اين مرحله مي‌تواند به پژوهشگر كمك كند تا تحقيق را به صورتي در‌آورد  كه بازتابي از تئوري‌هاي مهم يا مسائل مهم سياسي باشد و نيز در زمينه قضاياي معاصر نيز پرسش‌هايي مطرح سازد. از نظر روش شناسي ، محل تحقيق محوري مي‌تواند درباره پرسش‌هايي كه مربوط به محل انجام تحقيق است و نيز درباره وسائلي كه مي توان در زمينه پژوهش در آن مكان تهيه كرد بسيار مؤثر واقع شود.

-3- ماهيت گزارش در تحقيق محوري: گزارش هايي كه از تحقيق موردي ارائه مي‌شود: تفاوت عمده بين گزارشاتي كه از تحقيق محوري داده مي‌شود و گزارش‌هاي متعلق به تحقيق واقعي اين است كه گزارش‌هاي محوري بايد مربوط به درس‌هايي باشند كه در مورد شيوه اجرايي در محل و طرح پژوهش، مطالبي را به پژوهشگران آموزش دهند. از اين رو گزارش‌هاي مربوط به تحقيق محوري مي‌تواند بخش‌هاي فرعي يا مسائل جزئي و كم اهميت را در بر‌بگيرد. اگر قرار باشد بيش از يك تحقيق محوري انجام شود، گزارش به دست آمده از نخستين تحقيق محوري را مي‌توان براي انجام اصلاحاتي به كار برد كه بايد در تحقيق محوري بعدي صورت گيرد

 تهيه و ارائه گزارش در تحقيق موردي

اين مرحله زماني در تحقيق موردي به اجرا در مي‌آيد كه داده‌ها جمع‌آوري شده باشد، در واقع آخرين مرحله از تحقيق موردي است.گزارش تحقيق موردي مي‌تواند به صورت كتبي يا شفاهي باشد. و براي تهيه آن بايد گام‌هاي مشخصي برداشت. از جمله: شناسايي و مشخص كردن كساني كه گزارش، براي آن‌ها تهيه مي‌شود. و دادن شكلي مشخص به ساختار آن و رفتن از راه‌هايي مشخص. در مورد تركيب و ساختار گزارش شش روش پيشنهاد شده است كه عبارتند از تحليل خطي، مقايسه‌اي، تاريخي، ارائه تئوري، معكوس و ساختارهايي كه بدون ترتيب مي‌باشد.

   انواع گزارش‌هاي تحقيق موردي

گزارش تحقيق موردي الزاماً نبايد به صورت كتبي باشد. مي‌توان اطلاعات و داده‌هاي يك تحقيق موردي را از راه‌هاي ديگر هم گزارش كرد مثل گزارش شفاهي، مجموعه عكس، نوار ويديوئي. ولي گزارش كتبي داراي مزيت‌هاي مهمي است. اطلاعات به صورت دقيق‌تري در مي‌آيد و در مقايسه با شكل‌هاي تصويري و گزارش‌هاي شفاهي بهتر با مخاطبان ارتباط برقرار مي‌كند، براي نويسنده و خواننده پديده‌اي آشنا است.

* گونه‌هاي متفاوت گزارش‌هاي كتبي:

الف) تحقيق تك‌موردي كه جنبه كلاسيك دارد. يك گزارش كه جنبه داستاني دارد و به شرح جزئيات مي‌پردازد، براي تشريح و تجزيه و تحليل يك قضيه ارائه مي‌شود كه مي‌توان آن را در قالب يك كتاب، گزارش، يا مقاله در يك مجله منتشر كرد و مي تواند داراي جدول نمودار و شكل نيز باشد.

ب)گزارش از تحقيق چند موردي كه در رابطه با يك تحقيق تك موردي و كلاسيك تهيه مي‌شود. داراي چندين داستان است كه معمولاً به صورت فصل‌ها و بخش‌هاي جداگانه درباره هر يك از تحقيقات يا قضاياي انفرادي ارائه مي‌شود. افزون بر گزارش‌هايي كه به صورت تك تك و انفرادي ارائه مي‌شود، مي تواند به صورت يك فصل يا يك بخش باشد كه در آن نتايج و تجزيه و تحليل‌ها جنبه مقايسه‌اي به خود مي‌گيرد.

ج)گزارشي از تحقيق تك موردي يا چند موردي كه به صورت سنتي به شرح جزئيات نمي‌پردازد. در عوض، گزارش هر تحقيق به صورت يك سلسله پرسش‌ها و پاسخ‌هايي است كه با توجه به پرسش‌ها و پاسخ‌هاي پايگاه داده‌هاي تحقيق موردي مطرح شده‌اند.

د)گزارش كتبي مربوط به تحقيق چند‌موردي. در چنين حالتي فصل يا بخش جداگانه‌اي كه به تحقيق يا قضيه خاصي اختصاص نمي‌يابد، بلكه، كل گزارش شامل تجزيه و تحليل‌هاي مقايسه‌اي است، چه اين‌كه به صورت كاملاً توصيفي باشد و چه موضوع‌هاي تبييني را در بر‌گيرد.

 

زمان و شيوه شروع گزارش

از همان آغاز پژوهش بخش‌هاي خاصي از گزارش را مي‌توان پيش نويسي كرد و اين پيش‌نويس مقدم بر جمع‌آوري داده‌ها و تكميل كردن و تجزيه و تحليل است. مثل بخش‌هاي مربوط به منابع و مأخذ و روش‌شناسي در تحقيق. بخش منابع و مأخذ را مي‌توان در صورت لزوم، با مأخذ جديد و مروري بر ادبيات تكميل كرد تا هنگام تنظيم نقل‌قول‌ها مطمئن بودكه چيزي از قلم نيفتاده است. اين كار با شيوه متداولي كه پژوهشگران انجام مي‌دهند، يعني بخش منايع و مأخذ را در آخر كار تهيه مي‌كنند، متفاوت است. زيرا اينگونه افراد در بخش پاياني تحقيق بايد وقت زيادي را صرف نوشتن اين مطالب نمايند و نمي‌توانند به بخش‌هاي مهم‌تر مثل نوشتن اصل تحقيق. بازنويسي، ويراستاري و... بپردازند.

بخش مربوط به روش‌شناسي را هم بايد در اين مرحله پيش‌نويسي كرد، زيرا گام‌هاي اصلي مربوط به جمع‌آوري داده‌ها و تجزيه و تحليل آن‌ها بايد به صورت بخشي از طرح تحقيق موردي در‌آيد.

پس از جمع‌آوري داده‌ها، ولي پيش از شروع تجزيه وتحليل، بخش ديگري را كه بايد تهيه كرد، داده‌هاي تشريحي درباره قضاياي مورد تحقيق است. داده‌هاي تشريحي شامل اطلاعات كمي و كيفي درباره قضايا است. اين بخش بسته به نظر و عقيده پژوهشگر بلند يا كوتاه است. اگر پيش‌نويس اين بخش‌ها به صورتي صحيح و مناسب تهيه شود، محقق گامي بلند به جلو برداشته و مي‌تواند براي تجزيه و تحليل دستاورد‌ها وقت بيشتري صرف كند. گامي ديگر در راه تهيه گزارش تحقيق موردي. به كيفيت كلي تحقيق مربوط مي شود. و عبارت است از بازنگري يا مرور بر گزارش كه نه تنها به وسيله همكاران بلكه به وسيله كساني كه در تحقيق مشاركت داشته و يا نقش آگاهي دهنده ايفا كرده‌اند، انجام مي‌شود، اگر نقطه نظر‌هاي ارائه شده مثمر‌ثمر باشد، پژوهشگر مي‌تواند آن‌ها را به عنوان بخشي از كل تحقيق موردي منتشر كند. با اين اقدام واقعيت‌هاي اساسي و مداركي كه در قضيه ارائه مي‌شوند بايد يكديگر را تأييد كنند. از ديدگاه روش‌شناسي، اصلاحاتي كه در تحقيق انجام مي‌شود موجب افزايش صحت تحقيق موردي خواهد شد. و احتمال اينكه گزارش نادرست ارائه گردد كاهش مي‌يابد. شخص پژوهشگر مي‌تواند با ديدگاه‌هاي مختلف با يك موضوع آشنا شود و آن‌ها را در گزارش خود مطرح كند.

 1- تحقيق موردي نمونه

حتي اگر كسي به عنوان پژوهشگر يك تحقيق موردي به بهترين شكل ممكن از روش‌هاي اصولي استفاده كند، يعني دستور كار تحقيق موردي را تهيه و به كار بندد. زنجيره‌اي از مدارك را حفظ نمايد، پايگاه داده‌ها را براي تحقيق موردي به وجود آورد و از اين كارها بكند. باز هم نمي‌تواند يك تحقيق موردي نمونه ارائه نمايد. داشتن مهارت كافي يا استاد شدن در به كارگيري اين فنون ييان روش‌ها باعث مي‌شودكه فرد در اين كارها خبره شود، ولي الزاماً نمي‌تواند به صورت يك متخصص نمونه در‌آيد.

* يك تحقيق موردي نمونه پنج ويژگي عمده دارد كه به شرح زير است:

 1-تحقيق موردي بايد مهم باشد: اين ويژگي كلي تحقيق موردي از كنترل بسياري از پژوهشگران خارج است. اگر يك پژوهشگر به تعداد اندكي از « مكان ها » دسترسي داشته باشد، يا اگر منابع بيش از حد محدود باشند، تحقيق موردي كه در اين محدوديت‌ها انجام مي‌شود، نمي‌تواند اهميت چندان زيادي داشته باشد. تحقيقات موردي مهم:

           تحقيقات موردي غير‌عادي هستند كه نظر همگان را به خود جلب مي‌كنند.

              موضوع ها و مسائلي را بررسي مي‌كنند كه از نظر ملي اهميت دارند.

              داراي هر دو ويژگي بالا هستند.

تحقيقات موردي كه در آن پژوهشگر مي‌خواهد موضوعي را روشن نمايد و يا مطالبي را كشف كند، فرصتي به دست مي‌دهد تا بتوان بدان وسيله يك تحقيق موردي نمونه ارائه كرد. حالت ديگر زماني است كه يك موضوع بحراني انتخاب مي‌شود. در اين حالت تحقيق موردي اهميت زيادي پيدا خواهد كرد. بسياري از دانشجويان تحقيقات موردي بي‌اثر و مسائل تئوريك مرده را به‌عنوان موضوع تحقيق موردي خود انتخاب مي‌كنند. پيش از انتخاب يك تحقيق موردي ، دانشجو بايد به صورتي مفصل درباره نقشي كه آن تحقيق در جامعه ايفا خواهد كرد بررسي كند، با اين نيت كه بتواند تحقيق موردي مزبور را با موفقيت به انجام برساند.

-2- تحقيق موردي بايد كامل باشد: احساس كامل بودن به هنگام انجام يك تحقيق موردي حائز اهميت است. اين احساس عبارت است از تعيين مجموعه كاملي از آزمايش‌هاي آزمايشگاهي. براي تحقيقات موردي، كامل بودن به سه طريق امكان‌پذير است. نخست اينكه مرز‌هاي تحقيق به صورتي مشخص مورد توجه قرار گيرد. (يعني تبيين پديده مورد تحقيق) دوم جمع‌آوري مدارك. در اين راستا مدارك با اهميت آن‌هايي هستند كه مي‌توانند موضوع يا ديدگاه مخالف را تأييد نمايند. راه سوم به نبودن شرايط لازم مربوط مي‌شود. امكان دارد يك تحقيق موردي كامل نشود زيرا به اصطلاح منابع تحقيق به اتمام رسيده است، يا پژوهشگر زمان كافي نداشته باشد.

-3- تحقيق موردي و ديدگاه‌هاي مخالف: در اجراي تحقيقات موردي، يكي از روش‌هاي ارزشمند اين است كه موضوع‌ها و ديدكاه‌هاي مخالف مورد توجه قرار بگيرند. و در مرحله تجزيه و تحليل داده‌ها به ديد‌گاه‌هاي مخالف و موافق هر دو توجه شود.

-4- تحقيق موردي بايد مدارك كافي ارائه كند: يك تحقيق موردي نمونه بايد بتواند به شيوه‌اي معقول و مؤثر مدارك لازم را ارائه نمايد، به گونه‌اي كه خواننده با توجه به ارزش‌هاي مبتني بر تجزيه و تحليل به نوعي قضاوت و داوري مؤثر برسد. مدارك بايد حالت خنثي داشته باشد، چه در رد و چه درتأييد ديدگاه پژوهشگر خواننده بايد بتواند به صورت مستقل نتيجه بگيرد، كه آيا آن تفسير قابل اعتماد است يا خير؟ مهم ترين مدارك در تحقيق بايد اورده شود و نه اسناد و مداركي كه ديدگاه پژوهشگر را تأييد كنند.

-5- گزارش تحقيق موردي نبايد كسالت‌آور باشد: آخرين ويژگي عمده در تحقيق موردي اين است كه صرف‌نظر از الگويي كه استفاده مي‌شود، نبايد كسالت‌آور باشد. در مورد گزارش‌هاي كتبي به اين معنا است كه بايد با خطي خوانا و سبكي زيبا ارائه شود