آشنایی با مجمع اقتصاد جهانی داووس
|
| |||||
|
| ||||||
|
| |||||
|
| ||||||

| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
بخش عمده ای از رقم های درآمدی دولت در بودجه را درآمدهای نفتی تشكیل می دهد و
زمانی كه این درآمدهای نفتی كاهش پیدا كند، مطمئناً روی بودجه تأثیر عمده ای خواهد داشت. به دلیل این كه از یك طرف خود درآمد كاهش پیدا می كند و از طرف دیگر تجربه نشان داده كه اقتصاد ایران هنگامی كه درآمد نفت به آن تزریق می شود فعالیت های تولیدی، بازرگانی و خدماتی هم افزایش پیدا می كند لذا دولت مالیات بیشتری را نیز می تواند كسب نماید. اما زمانی كه ركود اقتصادی وجود داشته باشد و اقتصاد فعال نباشد باعث می شود كه میزان مالیات ها كاهش پیدا كرد و از دو طرف درآمدهای دولت با مشكل مواجه شود.
از این جهت بودجه امسال بودجه مهمی است به طریقه ای كه حالت تعادل اقتصاد را حفظ كرد و نكته مهم تر این است كه قیمت نفت در این بودجه با حداقل قیمت بسته شود. سیگنال ها و علائمی كه ما الآن داریم از بازار نفت می توانیم بگوییم یك مقداری متفاوت است به خاطر این كه بعضی اوقات افزایش قیمت نفت و بعضی اوقات كاهش قیمت نفت را شوكی كه به اقتصاد جهانی وارد شده است به ادامه دار بودن آن در طول سالهای آینده بستگی خواهد داشت و سئوال اینجاست كه آیا این ركود ادامه خواهد داشت.
لذا تقاضا برای نفت برای سال آینده قطعاً پائین خواهد بود و قیمت نفت هم كاهش خواهد یافت و اوپك هم مجبور است در مقابل این كاهش قیمت نفت واكنش نشان دهدكه تا تولید اوپك را كاهش دهد و براین اساس سهمیه ما از اوپك كاهش پیدا كند كه خالص درآمدها كاهش پیدا خواهد كرد.
براین اساس قیمت نفت در بودجه واقعاً باید زیر ۴۰ دلار در نظر گرفته شود. اگر بخواهیم بودجه واقعی داشته باشیم و با توجه به این كه چیزی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار بودجه عمومی دولت است نكته اساسی این است كه به چه گونه ای باید این بودجه تنظیم شود تا میزان درآمدها با كسری بودجه مواجه نشود. به این خاطر باید بودجه نسبتاً با انضباط مالی تدوین شود. از هزینه های غیرضروری تا حد ممكن پرهیز شود. حال كه قیمت نفت پائین آمده و نشان داده كه درآمدهای نفتی نمی تواند یك مهر قابل اطمینانی باشد و این آرزوی همیشگی مسئولان دلسوز نظام كه باید وابستگی به درآمد نفت كاهش پیدا كند از بودجه امسال شروع شده و وابستگی به درآمدهای نفتی كاهش پیدا كند تا به سمتی رویم كه در بودجه عمده درآمدهای دولت را مالیات ها تشكیل بدهد تا درآمدهای نفتی.
● راهكار
اجرای ابلاغیه اصل (۴۴) بخش خصوصی را در میدان اقتصاد وارد صحنه می كند و عمده سكان داری اقتصاد را به آن واگذار می كند یكی از مهم ترین اینها است. یعنی به جای این كه دولت مداخله در اقتصاد كند و اداره آن را در اختیار بگیرد، دولت سیاستگذاری و نظارت خود را افزایش می دهد و به جای آن اجرا را به بخش خصوصی می سپارد. بخش خصوصی را هم با فعال شدن در زمینه كسب و كار می تواند سود بیشتری حاصل كند و این سود بیشتر بخشی به عنوان سهم حقه دولت به عنوان مالیات به دولت پرداخت كند.
دوم این كه بخش مالیات بر ارزش افزوده كه میزان درآمد های مالیاتی دولت را افزایش می دهد و به هرحال تا حدی ناموفق در سال گذشته عمل كرد با فرهنگ سازی و زیرساخت سازی بتوانند این را هم اجرا نماید كه برای سال آینده دولت بخشی از درآمدهای خود را از طریق مالیات بر ارزش افزوده تأمین كند و در سال های آتی افزایش پیدا كند مثل همه كشورهای پیشرفته دنیا.
یكی از اقلام عمده بودجه كشور، بودجه شركت های دولتی است. وقتی كه اینها كاهش پیدا كنند و به بخش خصوصی واگذار شوند دیگر آن اقلام بودجه شركت های دولتی كاهش پیدا خواهد كرد بنابراین یك بودجه ای با حجم كمتری و با انضباط مالی بیشتری بسته خواهد شد.
|
رييس اتحاديه صادرکنندگان سيمان از منتفي شدن صادرات سيمان توسط 4 هلدينگ خبر داد و گفت: به دليل عدم همکاري وزارت بازرگاني اين محصول صادر نمي شود.
![]() |
|
شاسا. گروه قوانین و ساختمان. "محمود حجتي " با بيان اينکه ديدگاههاي متفاوت وزارت صنايع و وزارت بازرگاني درخصوص صادرات سيمان توليدکنندگان را متضرر کرده است افزود: وزارت بازرگاني مسوول اصلي صادرات سيمان است و به بهانه عدم موافقت کميته ماده يک که وزارتخانه هاي ديگر نيز در آن حضور دارند مانع صادرات سيمان مي شود. وي با بيان اينکه کارشناسان اين وزارتخانه مدعي هستند که صادرات سيمان موجب افزايش قيمت ها مي شود اظهار داشت: ما بارها اطمينان داديم که با صادرات، قيمت سيمان در داخل افزايش نمي يابد؛ اما وزارت بازرگاني با مخالفت خود موجب ورشکستگي کارخانجات سيمان مي شود. حجتي با بيان اينکه سال گذشته مبلغ 4 هزار تومان از کارخانجات توليدي براي هرتن سيمان به منظور واردات کلينکر و متعادل سازي عرضه وتقاضاي سيمان در بازار دريافت شد گفت: قرار بود اين مبلغ براي واردات استفاده شود؛ اما انجمن هيچ گونه وارداتي انجام نداد. وي ادامه داد: در پي خروج سيمان از سبد حمايتي ومتعادل سازي عرضه وتقاضا طي توافق انجمن و وزارت بازرگاني قرار شد تا اين مبلغ به عنوان عوارض صادراتي به دولت پرداخت شود تا توليدکنندگان بتوانند هر تن سيمان را بانرخ 50 دلاري صادر کنند نه نرخ 150 دلاري که اين توافق موجب شد تا اين خبر منتشر شود که سيمان توسط 4 هلدينگ صادر مي شود. وي خاطرنشان کرد: اين در حالي است که به دليل مخالفت توليدکنندگان با اين طرح، هم اکنون صادراتي انجام نمي شود؛ چراکه در جايي که مازاد توليد داريم چرا بايد سيمان را با پرداخت رقم 150 دلاري براي هرتن صادر کنيم. حجتي نسبت به زيان انبوه توليدکنندگان سيمان هشدار داد وگفت: صنعت سيمان با توجه به کاهش روز افزون قيمت با زيان مواجه شده است؛ چراکه قيمت سيمان در برخي مناطق زير قيمت مصوب به فروش مي رسد وسيمان کارخانجات بر روي دستشان باقي مانده است. گفتني است: پيش از اين برخي از مقامات از صدور مجوز صادرات خبرداده بودند به طوري که اين مجوز به انجمن سيمان ارائه شده بود تا هر هلدينگي بتواند تناژ مشخصي را صادركند و قرار بر اين شد پس از صادرات اين مقدار و اطمينان دولت از اين كه بازار در داخل از صادرات سيمان متضرر نمي شود درصد ظرفيت كارخانجات سيمان تا پايان سال به صادرات اختصاص پيدا كند . |
"محمود حجتي "در گفت وگو با خبرنگار اقتصادي برنا، با بيان اينکه ديدگاههاي متفاوت وزارت صنايع و وزارت بازرگاني درخصوص صادرات سيمان توليدکنندگان را متضرر کرده است افزود: وزارت بازرگاني مسوول اصلي صادرات سيمان است و به بهانه عدم موافقت کميته ماده يک که وزارتخانه هاي ديگر نيز در آن حضور دارند مانع صادرات سيمان مي شود.
وي با بيان اينکه کارشناسان اين وزارتخانه مدعي هستند که صادرات سيمان موجب افزايش قيمت ها مي شود اظهار داشت: ما بارها اطمينان داديم که با صادرات، قيمت سيمان در داخل افزايش نمي يابد؛ اما وزارت بازرگاني با مخالفت خود موجب ورشکستگي کارخانجات سيمان مي شود.
حجتي با بيان اينکه سال گذشته مبلغ 4 هزار تومان از کارخانجات توليدي براي هرتن سيمان به منظور واردات کلينکر و متعادل سازي عرضه وتقاضاي سيمان در بازار دريافت شد گفت: قرار بود اين مبلغ براي واردات استفاده شود؛ اما انجمن هيچ گونه وارداتي انجام نداد.
وي ادامه داد: در پي خروج سيمان از سبد حمايتي ومتعادل سازي عرضه وتقاضا طي توافق انجمن و وزارت بازرگاني قرار شد تا اين مبلغ به عنوان عوارض صادراتي به دولت پرداخت شود تا توليدکنندگان بتوانند هر تن سيمان را بانرخ 50 دلاري صادر کنند نه نرخ 150 دلاري که اين توافق موجب شد تا اين خبر منتشر شود که سيمان توسط 4 هلدينگ صادر مي شود.
وي خاطرنشان کرد: اين در حالي است که به دليل مخالفت توليدکنندگان با اين طرح، هم اکنون صادراتي انجام نمي شود؛ چراکه در جايي که مازاد توليد داريم چرا بايد سيمان را با پرداخت رقم 150 دلاري براي هرتن صادر کنيم.
حجتي نسبت به زيان انبوه توليدکنندگان سيمان هشدار داد وگفت: صنعت سيمان با توجه به کاهش روز افزون قيمت با زيان مواجه شده است؛ چراکه قيمت سيمان در برخي مناطق زير قيمت مصوب به فروش مي رسد وسيمان کارخانجات بر روي دستشان باقي مانده است.
گفتني است: پيش از اين برخي از مقامات از صدور مجوز صادرات خبرداده بودند به طوري که اين مجوز به انجمن سيمان ارائه شده بود تا هر هلدينگي بتواند تناژ مشخصي را صادركند و قرار بر اين شد پس از صادرات اين مقدار و اطمينان دولت از اين كه بازار در داخل از صادرات سيمان متضرر نمي شود درصد ظرفيت كارخانجات سيمان تا پايان سال به صادرات اختصاص پيدا كند .


|
فراگیر شدن نامهای تجاری چینی در بازارهای جهانی در سالهای اخیر اتفاقی نیست بلکه حاصل اتخاذ رویکردی معقول و متفاوت در عرصه مناسبات سیاسی و تجاری از سوی دولتمردان و کارآفرینان چینی است. | |
|
| |
. برپایی نامهای تجاری مشهور جهانی فرایندی پیچیده و مسیری ناهموار است که سهولتی برای دستیابی به آن متصور نیستمقدمه سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در گزارشی اعلام کردهاست که چین در پنج سال آینده با پیشی گرفتن از آمریکا و آلمان جایگاه بزرگترین صادر کننده جهان را به خود اختصاص میدهد. اقتصاد روستایی چین در حال تبدیل شدن به یک اقتصاد صنعتی است. چین میخواهد از یک سرمایه گذار منفعل به فعال دارای فرصت برای به دست آوردن درآمدهای بسیار از بازار آمریکا تبدیل شود.
با این حال، برخی معتقدند این دوره به سهولت آغاز نخواهد شد جهش از یک شرکت رقابت کننده از طریق مزیتهای هزینه ای به شرکتی دارای نوآوریهای تکنولوژیک ، نام تجاری قوی، بازاریابی و شبکه توزیع جهانی بسیار دشوار است.
شرکتهای چینی یا به عبارتی پیمانکاران فرعی سطح دوم و سوم دیروز، قصد دارند نامهای تجاری آینده را در اختیار داشته باشند. «ساخت چین» در برابر «ساخت آمریکا» و «ساخت ژاپن» قد علم خواهد کرد. اکنون صادر کنندگان قدرتمند چینی اهداف جاه طلبانه تری دارند و آن عبارت است از فروش کالا تحت نام تجاری خویش و مجهز شدن برای کسب سودهای عالی که نام تجاری به همراه خود میآورد.
این نوشتار تلاش دارد تا با بهره گیری از نمونه های واقعی دنیای کسب و کار مسیر حرکت چینی ها را به تصویر کشد. برای این منظور تعداد زیادی از مقالات و کتابها مورد بررسی قرار گرفته است.
● اراده ملی برای ترویج نامهای تجاری چینی
سازندگان چینی به رغم رونق بسیار در فروش داخلی و خارجی لزوما شاهد افزایش سود خویش نیستند. دلیل این امر را بایستی در تمرکز سازندگان چینی بر ساخت کالا برای مارکهای دیگر، در برخی موارد صدور کالا با نامهای جعلی و غفلت از صدور کالاهای دارای فناوریهای سطح بالا تحت نام تجاری خویش جستجو کرد. بسیاری از کالاها با برچسب و نشان تجاری خارجی به خارج از چین منتقل میشوند. از طرفی وزارت بازرگانی چین طی گزارشی اعلام کرد صادرات چین عمدتا شامل محصولات مصرفی است و تنها تعداد اندکی از نامهای تجاری چین در صادرات جهانی حضور دارند
● کارراهه استراتژیک گام به گام
برخی شرکتهای چینی همچون حایر برای دستیابی به شهرت و نام تجاری در فراتر از مرزها ، تلاش میکنند تا کارراهه ای استراتژیک را به تقلید از شرکتهای ژاپنی چون تویوتا و هوندا در دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی طی کنند. مولفه های اساسی این کارراهه شامل مراحلی به شرح زیر است :
▪ مرحله ۱: بازار هدف سخت،گوشه بازار،عوامل فروش محلی ،کیفیت و قیمت: هدف از این مرحله رسوخ اولیه و در معرض دید قرار دادن محصول و نام تجاری شرکت و آشنائی اذهان مصرف کنندگان است.
بازار هدف سخت گزینه اول حرکت برای جهانی شدن: گسترش بازار بسیاری از شرکتها به فراتر از مرزها با صدور کالا به بازارهای نرم و آسانتر همچون آسیای جنوب شرقی- که بازاری رقابتی دارند اما رقبای قوی و غالبی در آنها فعالیت نمی کنند- آغاز میشود. اما «حایر» بر این باور است که بایستی در گزینش بازار برای ورود به عرصه رقابت جهانی به گونه ای متفاوت از سایرین عمل کند. در کارراهه استراتژیک، «حایر» برای ورود به رقابت جهانی، از همان ابتدا، بازارهای سخت را هدف قرار داد.
بازارهای سختی چون بازارهای اروپا و آمریکا از وسعت بیشتری برخوردار بوده و همچنین بازار داخلی بزرگترین رقبای جهانی هستند. از این منظر نفوذ در بازارهای نرم پس از رسوخ و شهرت در بازارهای سخت با سهولت بیشتری صورت می پذیرد.
▪ استراتژی گوشه بازار:
دو شرکت «حایر« و «کلون»(Kelon) برای حضور در بازارهای اروپا و آمریکا با عرضه محصولاتی برای گوشهای خاص از بازار همچون یخچالهای کوچک- که بیشتر در دفاتر،خانه های دانشجویی،هتل ها و . . . به کار می روند- آغاز کردند. در منطقه آمریکای شمالی «حایر» موفق ترین شرکت لوازم خانگی در اقلام مصرفی مشتریان با درآمد پایین مانند یخچالهای فشرده و نیز کابینت های ذخیره سازی نوشیدنی بوده است «حایر» با ورود از انتهای پایینی بازار تلاش کرده است روزنهای برای حضور در بازار آمریکا پدید آورد.
شرکتهای ژاپنی نیز مشی مشابهی را دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی امتحان کردند. نفوذ اولیه در بازارهای سخت، با انتخاب گوشهای از بازار با هدف آشناسازی اذهان مصرف کنندگان با نام تازه وارد و نیز آشنایی شرکت با رفتار مشتریان و رقبا صورت می پذیرد.
کانال توزیع آمریکایی و اروپایی: شرکتهای چینی اولین بار طعم بازار آمریکا را دو دهه پیش هنگامی که نیمی از اقلام در «والمارت» ساخت چین بودند چشیدند استفاده از فروشگاههای نامداری که مشهور به فروشنده کالاهای ارزان و در عین حال با کیفیت هستند استراتژیی است که چینی ها برای عرضه و رساندن محصول به مشتری اتخاذ کردند.
▪ کیفیت قابل اتکا و قیمت پایین:
در ابتدا بسیاری از شرکتهای چینی تامین کننده کالاهای مصرفی بازار بودند و با اتکا به قیمتهای پایین و کیفیت قابل قبول وارد بازارهای بین المللی شدند. در چین ترکیب کیفیت و قیمت همچنان استراتژی غالب فروش بسیاری از کالاهای مصرفی است.تاثیر جهانی شدن و موفقیت وال مارت نشانگر آن است که قیمتها در بازارهای آمریکا نیز از اهمیت برخوردارند.
هم اکنون کالاهای چینی عرضه شده در بازارهای آمریکا و اروپا با استانداردهای اروپایی و بینالمللی ارایه میگردند و انتظارات مصرف کنندگان را به خوبی با قیمتی مناسب برآورده می سازند.
▪ مرحله ۲: طراحی و تولید در محل، سرعت و تمایز، تبلیغات در مقیاس جهانی: تعمیق بازار، وفادارسازی مشتریان و رقابت پذیر شدن شرکت حاصل مرحله دوم کارراهه استراتژیک خواهد بود. باید به خاطر سپرد که حفظ دستاوردهای مراحل پیشین همچنان در دستور کار شرکت قرار دارد.
طراحی و تولید در محل: «حایر» تلاش کردهاست که آمریکایی ها به جای حس وارداتی بودن نام تجاری آن احساس کنند که «حایر» یک نام تجاری محلی شده آمریکاست. آنها کارخانجاتی را در ایالات متحده افتتاح کردهاند و همین سیاست در بازارهای اروپایی پیاده شدهاست
▪ نوآوری های تکنولوژیک:
چینی ها با سه موضوع استراتژیک درباره محصول مواجهند. کیفیت ، تخصص یافتن در محصول و نوآوری. بهبود کیفیت می تواند چین را در بازارها برای کالاهای استاندارد چون یخچال،گوشی های تلفن همراه و تلویزیون ها رقابت پذیر سازد.متخصص شدن در محصول می تواند چین را با عملکرد بهتری از جنبه قیمتها و حاشیه سود مواجه سازد. گام سوم نوآوری یعنی «اختراع شده در چین» به جای «ساخت چین» باعث تسلط بر بازارها می شود.
«حایر» چهار درصد از درآمد را صرف تحقیق کرده و تیم های محلی توسعه محصول را در توکیو و ایالات متحده برای ایجاد تمایز در خطوط تولید و حرکت به سوی جایگاه بالاتر در بازار ایجاد کرده است. «حایر» اعلام کرده است که یک مرکز تحقیق و توسعه و کارخانه در هندوستان به عنوان یک کشور در حال توسعه افتتاح می کند.با درک ناکارآمدی تکیه بر قیمت و لزوم سرمایه گذاری بر توسعه محصول جدید در پنج سال آینده، تیسیال (TCL) سازنده تلویزیون ، بودجه سه درصدی تحقیق و توسعه خود را به پنج درصد از فروش ارتقا خواهد داد
▪ گسترش طیف محصولات:
«حایر» اکنون محصولات متعددی همچون یخچالهای بزرگ،تهویه هوا و ماشین های لباسشویی،تلویزیون و نیز تلفن همراه تولید میکند.در صورت آشنایی اذهان مشتریان با نامهای تجاری جدید و درک ارزشهای خلق شده توسط شرکت برای مصرف کنندگان آمادگی آنها برای بهره گیری از سایر محصولات شرکت افزایش می یابد. بدین ترتیب «حایر» قصد دارد سهم دو درصدی خود از بازار یخچالهای بزرگ در آمریکا را به ۱۰ درصد ارتقا دهد.
▪ مرحله ۲: تولید و تبلیغ در مقیاس جهانی با ترکیب نامهای اصلی و نام جدید: محصولات لنوو به مدت پنج سال با لوگوی آی بی ام ساخته خواهند شد. لنوو که ۲۸ درصد بازار رایانه شخصی چین را در اختیار دارد بر سهم ۶/۴ درصد آیبیام در بازارهای جهانی چشم دوخته است.
تیسیال پس از تملک تامسون فرانسه بزرگترین تلویزیون ساز دنیا شد. این امر موجب شد تا تیسیال بتواند از نام تجاری آمریکایی آرسیای بهره گیرد. سپس تیسیال از تصویر مشهور آرسیای ( یک سگ موسوم به نیپر) بر محصولات خود استفاده کرد
● نتیجه گیری
پیادهسازی «استراتژی ترویج نامهای تجاری برتر» در سراسر چین به یک اراده ملی تبدیل شدهاست. اما اراده ملی و پشتوانه مالی تنها عوامل انگیزشی و پشتیبانی کننده هستند. دستیابی به بازارهای جهانی بدون تدوین کارراهه های مناسب امکان پذیر نیست.
در مطالعه شرکتهای چینی دو کارراهه اساسی برای رقابت در بازارهای جهانی شناسایی گردید. کارراهه گام به گام مسیری است دشوار و زمانبر که نیازمند مراقبت و بازخوانی مستمر نتایج و تصدیق حرکت است و از سهولت برخوردار نیست. کارراهه گام به گام ، شامل گزینش بازارهای سخت،گزینش گوشه بازار، ارایه محصول با کیفیت و ارزان و بهرهگیری از کانال های توزیع آمریکایی چون والمارت در مرحله اول است. مرحله دوم این کارراهه طراحی و تولید در محل، ارزش آفرینی سریع و متمایز و تبلیغات در مقیاس جهانی را شامل میشود. در مرحله سوم نوآوریهای تکنولوژیک و گسترش طیف تخصصی محصولات تجربه میشود.
▪ فردگرایی روش شناسانه :
انسان موجودی است صاحب اختیار بنابراین در مقابل گزینه های پیش روی خود دست به انتخاب می زندو برای دستیابی به اهدافش از وسایل گوناگون بهره می گیرد. . اما این انتخابها بر چه اساسی صورت می گیرد؟ به عبارت دیگر در یک رابطه علی ، علت هر انتخاب چیست ؟ علم اقتصاد اتریشی انتخاب را نوعی کنش انسانی می داند که طی ان یک بدیل با مطلوبیتی کمتر با بدیلی دیگر با مطلوبیت بیشتر مبادله می شود . لذا اقتصاد چیزی فراتر از مطالعه کنش انسانی نیست
▪ ذهن گرایی روش شناسانه:
دانستیم که کنشهای انسانی از اهمیت بسیاری در مبانی اقتصاد اتریشی برخوردارند .اما خاستگاه کنش انسانی چیست ؟به عبارت دیگر افراد که خود عاملان کنش انسانی محسو ب می شوند بر چه اساسی دست به انتخابهای متمایز می زنند؟در پاسخ به این سوال علم اقتصاد اتریشی به نقش ذهن انسان در تحقق کنش می پردازد. کنشهای انسانی و انتخابها برپایه مقیاسهای ارزشی افراد صورت می گیرند واین ارزشها از ذهن افرادمنتج می شود.
بنابر این افراد مجموعه ارزشهایی خلق می کنند و براساس آنها تصمیم می گیرند که کاملا منحصر به فردند. به همین دلیل کنش های انسانی افراد متفاوت است چون از ارزشهای ذهنی متمایز نشات می گیرد. تصمیم گیرنده اقتصادی نیز بر پایه همین ارزشهای ذهنی دست به انتخاب می زند پس این ارزشهای ذهنی است که ارزش اقتصادی راایجاد می کند و لحاظ نمودن معیارهای دیگر برای ارزش که از صفات ذاتی کالا یا نهاده های تولید به کاررفته در آن منتج شود ممکن نیست
علم اقتصاد اتریشی تاکید ویژه ای برفرد دارد چرا که فرد منشاء کنش انسانی است و قادر است تا کنش های منحصری ارایه دهد پس به تعداد افراد می توان انتخابهای متفاوت داشت .
از سوی دیگر چون ارزشها زاییده ذهن منحصر به فرد افراد است پس هیچ ارزشی بر دیگری برتری ندارد. لذا از دیدگاه اقتصاداتریشی این ارزشها قابل داوری نیستند.ضمنا به دلیلی پیچیدگی ذهن در قالب مدلهای ریاضی نیز نمی گنجند ولی داده های اولیه اقتصاد وعلوم اجتماعی محسوب می شوند.
انسان موجودی است که در بستر زمان زندگی می کند. بنابر این ارزشهای برخاسته از ذهن وی هم در طول زمان ثابت نمی ماند. انتخابها و تصمیمات اقتصادی او نیز از دوره ای به دوره دیگر تغییر می کند. تصمیمی که در یک دوره از زمان به عنوان بهترین انتخاب مطرح است الزاما دردوره های بعدی بهترین انتخاب نیست. در واقع ترجیحات افراددرطول زمان تغییر می کند .
آنان به طور مداوم مشغول ارزیابی اهداف و وسایل بکار گرفته خویش هستند وبه این ترتیب رفتار دیگران را نیز تحت تاثیر قرار می دهند. تغییر ترجیحات هر فرد در طول زمان یکی از مهمترین تفاوتهای اقتصاد اتریشی با نئوکلاسیکها در است .
از کنار هم قرار دادن نتایج فوق که همگی از اهمیت ذهن انسان در کنش وی منتج می شود می توان نتیجه گرفت که تمایز ارزشهای انسانها از یکسو وتغییر ترجیحات ذهنی هر فرد در طول زمان از سوی دیگر ،دلالت بر عدم امکان برنامه ریزی متمرکز دارد . به عبارت دیگر مشروعیت یک برنامه ریزی متمرکز به کار آمدی آن است حال آنکه از دیدگاه اقتصاددانان اتریشی داده های یک نظام برنامه ریزی متمرکز بیش از انکه واقعیتهای عینی باشند پدیده های ذهنی هستند به همین دلیل نمی توان به کار آمدی آنها یقین داشت . جهت تبین بهتر این مطلب به نوشته ای از هایک اشاره می کنیم.
"یکی از مشکل ترین تصمیمهای مربوط به تولید تعیین مقدار وچگونگی مصرف کالاهای سرمایه ای است. یک نظام سوسیالیستی بر پایه انتظارات ازآینده قیمت نهاده ها ومحصول، به تدوین برنامه ای متمرکز در این خصوص بپردازد درحالیکه قیمتهای آتی تنها قضاوتهایی درباره امکانهای موجود درآینده جهان است وهیچ موقعیت عینی ندارد. شناخت درباره فرایند تولید نیز دستورالعمل ثابتی نیست بلکه در بسیاری موارد زاییده ذهن است .
از گفته های فوق می توان به اهمیت تفکر ذهن گرایانه در اندیشه های متفکران علم اقتصاد اتریشی پی برد.در واقع در این مکتب نه تنها ارزشها بلکه طرحها ،انتظارات ودریافتهای افراد از واقعیت هم ذهنی است.
▪ فرایند گرایی :
دانستیم که کنشهای افراد نه تنها از فردی به فرد دیگر تغییر می کند بلکه کنشهای یک فرد نیز درطول زمان تغییرمی کند . افراد در هر لحظه از زمان براساس آخرین خواسته خودتصمیم میگیرند و ابزارهایی را جهت رسیدن به آن هدف برمی گزینند ودر نهایت برای دستیابی به آن دست به عمل میزنند. نااطمیانی ناشی از کنشهای متفاوت افراد باعث می شود تا همه به خواستهای واقعی خود نرسندوحتی گاهی کنش فرد برای رسیدن به هدف توسط عمل دیگری متوقف گردد. بنابراین نمیتوان از نتیجه واقعی عمل تا قبل از تحقق آن اطمینان داشت. .
بعلاوه چون سودوزیان نیز ماهیتی ذهنی داردوغیر قابل اندازه گیری است ، داوری در موردکارایی یا ناکارآمدی کنش، به نظر افراد مرتبط می شود وآنها هستند که پس از انجام عمل ،کارا بودن عمل را تعیین می کنند. طی فرآیندتصمیم گیری برای عمل است که افراد می آموزند بهترین کنشی که میتوانند انجام دهند کدام است. حتی درصورت دستیابی به هدف نهایی نیز ،عملی که در آن لحظه بهترین است الزاما در در تجربه مجدد بهترین نخواهد بود .در واقع کسب دانشهای جدیدفردرا قادر می سازد تا طیف وسیعی از تغییرات را در طرح ها وبرنامه های خود متصور شود. به دلیل همین گستردگی ، ازمنظر اقتصاداتریشی مهمترین مسئله اقتصادی یک جامعه سازگار ساختن کنشهای مختلف است چرا که هر کدام بخشی از شناخت را دراختیار دارند .
بر این اساس میتوان اینگونه استدلال کردکه رجحانهای تثبیت نشده فردی در طول زمان، موجب تجدیدنظر وارزیابی در اهداف ووسایل ودر نهایت تغییرکنش فرد می شود . نتیجه مسلم این تغییرات در بازار تغییر مداوم شرایط تعادلی است.شرایطی که از منظر دیدگاه نئو کلاسیک تعادل را نقطه ای می داند که درآن عرضه وتقاضا با هم برابرند و کارگزاران اقتصادی تصمیمات خودرا براساس رسیدن به قیمت تعادلی ثابتی تنظیم می کنند.
این در حالی است که از دید اقتصاداتریشی حرکت به سوی شرایط تعادلی یک فرآیند یادگیری است که شناخت جدیدایجاد می کند و انتظارات را تغییر می دهد ودر نهایت شرایط تعادلی تغییر میکند. کارآمدی در اقتصاداتریشی درطول فرآیند کنش معنا می یابد و داده ای ازقبل معین و شناخته شده در مرحله نهایی نیست. به عبارت دیگردر این مکتب ،کارایی برآورده شدن خواسته های مهمتر فرد به جای خواسته های کم اهمیت وی است].افراد به دلیل قرار گرفتن در فرآیند مستمر تغییر ترجیحات ذهنی در بستر زمان طیف متفاوتی از خواستها را تجربه می کنند واز آنجا که کارایی در سایه تبادل حالتی با مطلوبیت کمتر با گزینه ای با مطلوبیت بیشتر محقق می شود ، پس نمی توان وضعیتی ثابت را به عنوان نقطه تعادلی کارا در نظر گرفت .
در اینجا این سوال مطرح می شود که در این انبوه تغییرات افراد چگونه نسبت به پیش بینی پس انداز ،سرمایه گذاری ،تولید و سایر تصمیمات خود امیدوارند ؟در پاسخ به این سوال باید اشاره کرد که در اقتصاد اتریشی درک فرآیندکنش وچگونگی شکل گیری دانش ، تسری و به کارگیری آن توسط افراد اهمیت ویژه ای دارد. آنها با تاکیدبر فقدان دانش کامل افرادو نیز وجود شرایط نا اطمیا نی ضرورت وجود نهادها را مطرح می سازند. پول یکی از این نهادهاست. پول یا همان وسیله مبادله بطور خودانگیخته ایجاد میشود تا درجه نااطمینانی را کاهش داده وآنها را نسبت به خرید کالاهای موردنیازی که تولیدشان دراختیارخودشان نیست ،مطمئن سازد . درواقع پول وسیله تسهیل مبادله شد. نکته برجسته ای این مقال خودانگیختگی این نهاد هاست که وجه افتراق دیگری بین اقتصاددانان اتریشی و نئوکلاسیکها است چرا که در اقتصاداتریشی این نهادها به صورت خودجوش پدید می آیند واختراع ذهن بشرند.
بنابر این میتوان نتیجه گرفت که با وجود کنشهای متفاوت انسانی که از ارزشهای متمایز فردی منتج می شود فرض ثابت انگاشتن شرایط بازار برای نیل به یک نقطه تعادلی معین ،غیر واقعی است .لذا اقتصاد اتریشی به جای اهمیت دادن به یک وضعیت تعادلی نهایی و مشخص به فرایند گرایی معتقد است .فرایندی که طی آن افراد با تجدید نظر در اهداف ووسایل خود در هر لحظه از زمان برای به دست آوردن مطلوب ترین انتخاب خود دست به کنش می زنند.
در انتها لازم به یادآوری است که آنچه تحت عنوان مبانی اقتصاد اتریشی به ان اشاره شد تنهابه نقاط اشتراک نظریه پردازان اقتصاد اتریشی اختصاص دارد وهرکدام از این مباحث خود به تنهایی حدیث مفصلی است از این مجمل